تبليغ بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠ - انگيزه مبلغ
در اين متون، ضرورت تبليغ به عنوان يك تكليف الهى و وظيفه دينى، اهمّيت و آثار و بركات آن براى مبلّغ از يك سو و براى مردم از سوى ديگر، مورد تأكيد قرار گرفته و تبليغ، به عنوان پايگاه احياى معنوى مردم و يارى رساندن به خدا معرّفى شده است.[١]
همچنين مبلّغ، نماينده خدا، نماينده رسول خدا، نماينده كتاب خدا، و حجّت خدا بر مردمْ معرّفى شده است.[٢]
مبلّغ، ترجمان حق، سفير خالق و فرا خواننده مردم به سوى خداست.[٣]
مبلّغ، مجاهدى است كه با سلاح سخن و قلم، به يارى خدا (يعنى دفاع از همه ارزشهاى انسانى و مبارزه و جهاد با همه زشتىها و ناهنجارىها) برمىخيزد و جامعه را به مقصد اعلاى انسانى دعوت مىكند.[٤]
و بدين سان، يك مبلّغ، ارزشمندتر از هزاران عابد است؛ چرا كه همّت عابد، در جهت نجات خويش است و همّت مبلّغ در جهت نجات مردم و خدمت به خلق، و از اين رو، در قيامت به عابد گفته مىشود:
إنطَلِق إلَى الجَنّة![٥]
به سوى بهشت برو!
اما به مبلّغ گفته مىشود:
قِفْ! تَشْفَعُ النّاسَ بِحُسنِ تَأديبِكَ لَهُم.[٦]
درنگ كن و به پاداش آن كه مردم را نيكو تربيت كردى، آنها را شفاعت كن!
اين فضايل، براى همه مبلّغانِ واجد شرايط است؛ اما كسانى كه در هدايت مردمْ
[١] ر. ك: ص ٣١( زنده كردن مردم)، ص ٣٥( يارى كردن خداوند).
[٢] ر. ك: ص ٣٩( فضيلت مبلّغ).
[٣] ر. ك: ص ٤١، ح ٢١ و ٢٢.
[٤] ر. ك: ص ٢٥٩( فصل پنجم/ ابزارهاى تبليغ).
[٥] ر. ك: ص ٦٣، ح ٦٣.
[٦] ر. ك: ص ٤٣( مبلّغى كه به تنهايى چون يك امّت محشور مىشود).