تبليغ بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧ - درآمد
درآمد
«الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً».[١]
كسانى كه پيامهاى خدا را ابلاغ مىكنند و از او مىترسند و از هيچ كس جز خدا بيم ندارند. و خدا براى حسابرسى كفايت مىكند.
«تبليغ»، از ريشه «بلوغ» و «بَلاغ»[٢] به معناى رساندن كاملِ پيام، خبر، انديشه و سخن به ديگرى است و «مبلّغ»، كسى است كه با همه توان تلاش مىكند تا موادّ تبليغى همراه خود را به مقصد نهايى كه انديشه و دل مخاطب است، برساند.
در قرآن كريم، واژه «تبليغ» و مشتقّات آن، ٢٧ بار تكرار شده است.[٣] البته
[١] احزاب، آيه ٣٩.
[٢] بلوغ و بلاغ به معناى رسيدن به دورترين و پايانىترين نقطه مقصد است، مكانى باشد يا زمانى و يا يكى از امورى كه داراى نهايت و پايان است و گاه از آن براى نزديك شدن به هدف نيز استفاده مىشود، گرچه به آن نرسند.( المفردات، الراغب الإصفهانى)
[٣] ر. ك: آل عمران، آيه ٢٠؛ نساء، آيه ٦٣؛ مائده، آيه ٦٧ و ٩٢ و ٩٩؛ انعام، آيه ١٤٩؛ اعراف، آيه ٦٢ و ٦٨ و ٧٩ و ٩٣؛ توبه، آيه ٦؛ هود، آيه ٥٧؛ رعد، آيه ٤٠؛ ابراهيم، آيه ٥٢؛ نحل، آيه ٣٥ و ٨٢؛ انبياء، آيه ١٠٦؛ نور، آيه ٥٤؛ عنكبوت، آيه ١٨؛ احزاب، آيه ٣٩؛ يس، آيه ١٧؛ شورا، آيه ٤٨؛ احقاف، آيه ٢٣ و ٣٥؛ قمر، آيه ٥؛ تغابن، آيه ١٢؛ قلم، آيه ٣٩؛ جن، آيه ٢٣ و ٢٨.