تبليغ بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٨ - ٢ درگير نشدن با خواست هاى فطرى مردم
مورد پرستش وى واقع شود، چنين انسانى ديگر قابل هدايت نيست. نه اينكه سخن حق را نمىفهمد؛ بلكه مىفهمد، امّا نمىتواند بپذيرد. ازاينرو، او گمراهى است كه راه را مىداند.
نكته ديگر اين كه بىاثر بودن تبليغات در سازندگى اين گروه، موجب سلب مسئوليت تبليغىِ مبلّغ نمىگردد. از نظر قرآن، مبلّغ بايد براى اين دسته از مردم نيز برنامه تبليغى داشته باشد؛ امّا نه به اميد هدايت؛ بلكه براى اتمام حجّت، تا هنگامى كه گرفتار عواقب شوم و خطرناك سوء استفاده از آزادى شدند، به خدا اعتراض نكنند كه چرا راهنمايى براى آنان نفرستاد.[١]
مسئوليت برنامهسازى براى تبليغات
با تأمّل در ميزان تأثير پذيرى مخاطبان و تفاوت ظرفيتهاى ذاتى و اكتسابى مردم، مشخّص مىشود كه برنامهريزى صحيح تبليغى تا چه اندازه مهم و مشكل است، و اين واقعيت، مسئوليت مبلّغان و سازمانهاى تبليغى و مراكز فرهنگى و بخصوص صدا و سيما را در نظام اسلامى براى ساختن برنامههاى مناسب و مفيد، مضاعف مىنمايد.
٢. درگير نشدن با خواستهاى فطرى مردم
يكى از آفات تبليغات، به طور عام، تبديل شدن آن به ضدّ خود، توسط مبلّغ است. مكرّر اتّفاق افتاده است كه تبليغات در زمينههاى مختلف سياسى، اجتماعى و فرهنگى، اثر معكوس برجاى مىگذارد. يكى از دلايل آن اين است كه روانشناسى مخاطب، مورد توجّه قرار نگرفته است و تبليغات، در برابر نيازهاى طبيعى و فطرى مخاطبْ قرار گرفته است. استاد مطهّرى در اين باره مىگويد:
از نظر روانشناسى مذهبى، يكى از موجبات عقبگرد مذهبى اين است كه
[١] ر ك: ص ١٦٨( اقامه حجّت)