تبليغ بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٤ - ١ كسب در كنار تبليغ
از طلا نمىفروشيم.
شعيب عليه السلام گفت:
لا و اللّهِ يا شابُّ! وَ لكِنّها عَادَتِي وَ عَادَةُ آبائي، نُقري الضَّيفَ وَ نُطْعِمُ الطَّعامَ.
اى جوان! به خدا قصد ما اين نيست؛ بلكه اين مرام من و پدران من است كه ميهمان را مىنوازيم و اطعام مىكنيم.
در اين هنگام، موسى عليه السلام، كنار سفره نشست و مشغول خوردن شد.[١]
ج راههاى تأمين نيازهاى اقتصادى مبلّغ
بنا بر اين كه درخواست مزد تبليغ از نظر اسلام، در هر صورتْ نكوهيده است، اين سؤال قابل طرح است كه: نيازهاى مبلّغ، از چه طريقى بايد تأمين شود؟ در اين زمينه، راههايى مطرح شده است كه در زير به برخى اشاره مىشود.
١. كسب در كنار تبليغ
جمعى از روشنفكرنماها، از حدود نيمقرن پيش مىپنداشتند كه روحانى بودن، اساسا شغل نيست و مبلّغان، بايد ضمن شغلهاى ديگر، به ترويج ارزشهاى دينى و هدايت مردم بپردازند. آنان مىگفتند: اگر روحانيان در كنار تبليغ، به كسب و كار نيز بپردازند و نيازى به مردم نداشته باشند، مىتوانند اسلام را آن گونه كه هست، به مردم ارائه كنند و تحت تأثير خواست كسانى كه نيازهاى اقتصادى آنان را تأمين مىكنند، قرار نگيرند.
هر چند نياز مستقيم روحانيان به مردم، آثار زيانبارى دارد (كه توضيح آن گذشت)؛ امّا اين راه حل هم صحيح نيست و به فرموده امام خمينى رحمه الله، اين فكر، بيشتر از ناحيه كسانى مطرح شده است كه با اساس روحانيت و اسلام، مخالفاند. روحانى
[١] ميزان الحكمة، باب ١٠٣٢؛ بحار الأنوار، ج ١٣، ص ٢١ و ج ٧٧، ص ١٠٣