تبليغ بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٥ - حديث
«و خويشانِ نزديكت را هشدار ده!»
«اى پيامبر! به همسرانت بگو: «اگر خواهان زندگى دنيا و زينت آنيد، بياييد تا مَهرتان را بدهم و به خوشى و خرّمى، شما را رها كنم.»
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خودتان و كسانتان را از آتشى كه هيزم آن، مردم و سنگها هستند، حفظ كنيد. بر آن [آتش]، فرشتگانى خشن [و] سختگير [گمارده شده] اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده، سرپيچى نمىكنند، و آنچه را كه بدان مأمورند، انجام مىدهند.»
«و در اين كتاب، از اسماعيل ياد كن؛ زيرا كه او درستْوعده، و فرستادهاى پيامبر بود، و خاندان خود را به نماز و زكاتْ فرمان مىداد، و همواره نزد پروردگارش پسنديده بود.»
حديث
١٦٢. صحيح البخارى به نقل از ابن عباس: هنگامى كه آيه «و خويشان نزديكت را هشدار ده!» نازل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله از كوه صفا بالا رفت و خطاب به تيرههاى قريش ندا در داد كه: «اى فرزندان فِهر! اى فرزندان عدى!» تا اين كه آنان گِرد آمدند. حتى آن كه نمىتوانست بيايد، فرستادهاى فرستاد تا از نزديك، شاهد ماجرا باشد. ابو لهب و قريش آمدند. پس [پيامبر صلى الله عليه و آله] فرمود: «به من بگوييد اگر به شما خبر دهم كه سپاهى در دشت مىخواهد بر شما هجوم آورد، آيا مرا تصديق مىكنيد؟».
گفتند: آرى، ما، جز راستى از تو نديدهايم.
فرمود: «من شما را از عذابى سخت در پيش رويتان بيم مىدهم».
ابو لهب گفت: ناكامىات جاودانه باد! آيا براى همين ما را جمع كردهاى؟
در پى آن، اين آيه نازل شد: «بريده باد دستان ابو لهب و مرگ بر او باد!* دارايى او و آنچه اندوخت، به كارش نيامد».