جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٢٠ - ٤ عمل خالصانه همچون طشت طلاست
خداوند نانی برای رفع گرسنگی به او برساند. در این بین یکی از دختران حضرت شعیب٧ نزد موسی آمد و گفت: پدرم تو را میخواند تا پاداش کشیدن آب از چاه و آب دادن به گوسفندان را به تو بدهد. موسی همراه دختر به منزل شعیب آمد. تا موسی وارد شد او را دعوت به غذا کردند ولی با کمال تعجب با این که گرسنه بود کنار سفره نشست و از خوردن امتناع ورزید.
شعیب به او گفت: جوان! بنشین شام بخور. موسی در پاسخ گفت: پناه به خدا میبرم. شعیب گفت: چرا، مگر گرسنه نیستی؟ موسی جواب داد: آری! ولی میترسم این غذا در عوض آب دادن گوسفندان باشد.
سپس افزود: ما از خاندانی هستیم که اگر تمام زمین را پر از طلا کرده و در مقابل کاری که برای خدا انجام دادهایم به ما بدهند، هرگز نمیپذیریم. «مال دنیا را با عملی که برای خدا انجام دادهایم معاوضه نمیکنیم.» شعیب قسم یاد کرد که غذا به خاطر پاداش آن عمل نیست و مهماننوازی عادت او و پدران اوست. آن گاه موسی نشست و مشغول خوردن غذا شد. [١]
٣. اخلاص در محبّت و دوستی
حضرت سلیمان٧ گنجشکی را دید که به ماده[٢] خود میگوید: چرا از من اطاعت نمیکنی و خواستههایم را به جا نمیآوری؟ اگر بخواهی قدرت آن را دارم که تمام بارگاه سلیمان را با منقارم به دریا بیندازم! سلیمان که به اعجاز الهی زبان حیوانات را میدانست از گفتار گنجشک خندید و آنها را به نزد خود خواند و پرسید: چگونه میتوانی چنین کار بزرگی را انجام دهی؟ گنجشک گفت: ای رسول خدا
[١] . بحار الأنوار، ط دار الاحیاء التراث، مجلسي، محمد باقر، ج١٣، ص٢١.
[٢].[١٧٥] همسر.