جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٨٦ - ٧ ارادت شدید به رسول الله٦٥٠١٨
طفلی است كه هنگام تهمت در دربار عزيز مصر در گهواره شهادت به پاكى تو داد و گفت: اگر پيراهن يوسف از پشت سر پاره شده، زليخا دروغ میگويد و يوسف از راست گويان است و اگر از جلوی سر پاره شده، يوسف دروغ میگويد و زن راستگو است. (اِنْ كَانَ قَميصُهُ قدِّ منْ قُبُل فَصَدَقَت و هُوَ مِنَ الْكاذِبينَ وَ انْ كانَ قَميصُهُ قُدّ مِنْ دبُرُ فَكَذَبت وَ هُوَ مِنَ الصّادِقينَ).[١] چون ديدند پيراهن يوسف از پشت سر پاره شده فهمیدند که زليخا مقصر بوده و یوسف را دوانده و از پشتسر پيراهن او را گرفته و پاره کرده است.
حضرت يوسف فرمود: آن جوان به گردن من حقّ بزرگى دارد. لذا دستور داد فوراً مأموران وى را آوردند، حضرت يوسف دستور داد: به او لباسهاى فاخر بدهند و «بعد از استخدام او» حقوقى را هر ماهه براى وى مقرّر نمود.
جبرئيل با ديدن اين منظره خندید. حضرت يوسف فرمود: مگر عطاى من درباره او كم بود؟ جبرئيل فرمود: تبسّم من از آن جهت است كه مخلوقى در حقّ مخلوقى شهادت به پاكى میدهد چنين پاداشى نصیب او میشود پس كسانی كه يك عمر شهادت بر وحدانيّت خداوند داده و در نماز یا غیر نماز میگويند (لا اله الا الله...) خداوند درباره آنها در قیامت چگونه جبران کرده و چه احسانى خواهد كرد. (هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلاَّ الْإِحْسَانُ)[٢]
٤. به آن كس که محرومت كرده، عطا كن تا خدا یاورت باشد
مردى نزد رسول خداﷺ آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! همه افراد فاميلم تصميم گرفتهاند که رابطه خود را با من قطع كنند. آنان به من ناسزا میگويند، آيا براى من روا
[١].[١٢٧] سوره یوسف، آیه ٢٦.
[٢].[١٢٨]حجرات ص ٢٠٨، اقتباس از کتاب زبده القصص، نویسنده، على ميرخلف زاده.