جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٧٠ - ٥١ احترام به جهت علم و دانش
ابن عباس گفت: اى فرومايه تو نمیدانى اينها فرزندان پيغمبر هستند بايد به آنها احترام كرد تا آنها سوار نشوند هرگز نه سوار میشوم و نه پياده خواهم شد. [١]
٥٠. احترام متقابل اهل علم با وجود اختلاف نظرات
آية اللّه سيّد هبة الدّين شهرستانى میگوید: روزى در منزل آخوند خراسانى در نجف خدمت ايشان نشسته بوديم. اين در ايّامی بود كه نهضت مشروطيّت در ايران شروع شده بود و بين علما در این جهت اختلاف بود.
آن روز سيّدى به منزل آخوند خراسانى آمد و به ايشان عرض كرد: من مقلّد آية اللّه سيد كاظم يزدى هستم و میخواهم با فلان شخص فلان معامله را انجام دهم و مهر و امضاء و اجازه آية اللّه يزدى را براى خريدار بردهام ولى چون خريدار مقلّد شما است قبول نكرده و میگويد: بايد اجازه آخوند را بياورى. آخوند خراسانى در همين جا سخن او را قطع كرد و فرمود: برو از قول من به او بگو: آخوند میگوید: اگر تو واقعاً مقلّد من هستى بايد مهر و امضاى سيد كاظم يزدى را روى سرت بگذارى و فوراً اطاعت كنى.[٢]
٥١. احترام به جهت علم و دانش
در گذشته، پادشاهی جوان، عادل و خیرخواہ حکومت میکرد وی هیچ گاه قدمی برخلاف عدالت برنمیداشت. روزی با درباریان خود به قصد گردش از شهر خارج شدند. در بین راه به دو نفر از عالمان برجسته برخورد کردند که لباسی کهنه بر تن داشتند. پادشاه جوان با دیدن آنها، بیدرنگ از اسب پیاده شد و خود را به پای آنها
[١].[١٠٥] صلح امام حسن ، راضی آلیاسین، ص ١٤.
[٢].[١٠٦] مرگى در نور، عبدالحسين مجيد كفايى، ص ص٩٦.