جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٩ - ٢٩ احترام و بزرگداشت معلم
٢٦. احترام به افراد شریف، حتی با اختلاف در عقیده
هنگامی که اسیران فارس را به مدینه آوردند، عمر قصد داشت که زنان اسیر را بفروشد و مردان آنها را غلام عرب قرار دهد یا از آنان برای جابجایی افراد ضعیف و پیران در طواف کعبه استفاده کند. حضرت علی٧ به او تذکّر داد که پیامبر اکرمﷺ فرموده است: افراد شریف و بزرگوار هر ملتی را محترم بدارید، اگر چه در اعتقاد با شما هم سو نباشند. سپس فرمود: اهل فارس «ایرانیها» مردمانی دانا و بزرگوار هستند، بر این اساس من سهم خود و سهمی را که بنیهاشم از این اسیران دارند در راه خدا آزاد نمودم.
مهاجرین و انصار به تبعیت از آن حضرت گفتند: ای برادر رسول خدا! ما هم سهم خود را به تو بخشیدیم. علی٧ عرض کرد: پروردگارا! اینان سهم خود را بخشیدند و من هم قبول کردم و اسیران را آزاد کردم. عمر گفت: علی بن ابیطالب٧ بر من پیشی گرفت و تصمیمی که درباره مردم عجم داشتم، درهم شکست. در این بین برخی تصمیم گرفتند با دختران اسیر پادشاهان ازدواج کنند. حضرت علی٧ در این رابطه به عمر فرمود: دختران شاهان را هم در ازدواج آزاد بگذار و آنان را مجبور نکن و بگذار که آنان خود در ازدواج تصمیم بگیرند.
یکی از بزرگان عرب تصمیم ازدواج با شهربانو، دختر یزدگرد «پادشاه إیران» را گرفت ولی وی نپذیرفت. به شهربانو گفتند: تو کدامیک از خواستگاران را انتخاب میکنی؟ شهربانو گفت: اگر در ازدواج آزاد باشم، غیر از این مرد «اشاره به امام حسین کرد» که همچون نوری میدرخشد، کسی را انتخاب نمیکنم.
امیرمؤمنان علی٧ به او فرمود: چه کسی را برای انجام کارهایت به وکالت میپذیری؟ شهربانو خود آن حضرت را وکیل قرار داد و آن حضرت هم به حذیفه یمانی دستور داد که خطبه نکاح را بخواند او نیز خطبه را خواند بدین طریق شهربانو