جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٤٧ - ٣٥ پنجاه سال در جستجوی حقیقت
نپرسید. امام فرمود: بنشین. در این هنگام پسر بچهای وارد اتاق شد و در دستش تخم مرغی بود که با آن بازی میکرد. امام صادق به آن پسر فرمود: تخم مرغ را به من بده. پسر تخم مرغ را به حضرت داد.
امام فرمود: ای دیصانی! این قلعهای است که دیوار ضخیمی دور آن را احاطه کرده است. زیر آن دیوار ضخیم، پوست نازکی قرار دارد و زیر آن پوست نازک، طلای روان و نقره روانی است «مراد زرده و سفیدی تخم مرغ است» نه طلای روان به آن نقره روان آمیخته میگردد و نه به عکس.
کسی از درون آن خبر ندارد و نمیداند که برای نر آفریده شده یا برای ماده. از درون آن پرندگان رنگارنگ و زیبایی همانند طاووس خوش خط و خال بیرون میآید، آیا برای آن آفریننده نمیدانی؟
دیصانی مدّتی سر به زیر انداخت سپس سربرداشت و شهادت بر یکتایی خدا و رسالت پیامبر داد و گفت: شهادت میدهم که شما حجّت خدا هستید اینک از عقیدهای که داشتم، توبه نمودم. [١]
٣٣. مناجات عارفانهای که سبب پذیرش اسلام شد
امام کاظم٧ چون بیمار شد، طبیب یهودی را برای معالجه آن حضرت آوردند، حضرت به طبیب فرمود: کمیصبر کن، من دوستی دارم با او مشورت کنم. آنگاه روی از طبیب برگرداند و به جانب قبله این دو بیت شعر را خواند:
اَنْــــت اَمْــــرَضْتَــــنی وَ أنْتَ طبیـــبی فتفضَّلْ بِنَظْرَةٍ یا حَبِیبی
وَ اسْقِنی مِنْ شَرابِ وَ دِّک کأساً ثُمَّ زِدْنی حلاوَةَ التَّقْریبِ
ترجمه: خدایا! تو من را بیمار کردهای و تو نیز طبیب من هستی، ای حبیب من،
[١]. اصول کافی، کلینی، کلینی، محمد بن یعقوب، ط الاسلامية، ج١، ص: ٧٩.