جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٢٦ - ٢٠ کیفیت اسلام عبد الله ذو البجادین
اين كلمه آنچنان در او تأثير كرد كه رعب و لرزه در اندام او افكند و بىاختيار شمشير از دستش بر زمین افتاد، پيامبر بلافاصله از جا برخاست و شمشير او را برداشت و فرمود: حافظ جان تو از من كيست؟ از آنجا كه او مشرك بود و خدايان چوبى خود را پستتر از آن میديد كه در اين لحظه حساس از او دفاع كنند در پاسخ پيامبر گفت: هيچ كس.
تاريخ نويسان نوشتهاند كه او در اين لحظه به حقیقت اسلام آورد نه اسلامی از روى ترس و در اسلام خود باقى ماند، علت اسلام او بيدارى فطرت پاك او بود. زيرا شكست غير منتظره و اعجازآميز، او را متوجه خداوند عالم كرد و فهميد كه پيامبر ارتباطى با عالم ديگر دارد. پيامبر ايمان او را پذيرفت و شمشير او را پس داد، او پس از آن که چند قدم برداشت، شمشير خود را تسليم پيامبر نمود و پوزش طلبيد و گفت: شما كه رهبر اين فوج مردم هستيد به اين سلاح «شمشير» بیش از من بیازمندید. [١]
١٨. دعوت پادشاه روم به اسلام
پادشاه روم با خدا پيمان بسته بود كه هر گاه در نبرد با ايران پيروز گردد، به شكرانه اين پيروزی بزرگ، از مقرّ حكومت خود در «قسطنطنيه» به زيارت بيت المقّدس پياده برود او پس از پيروزی به نذر خود عمل کرد و پياده رهسپار بيت المقّدس گرديد.
در این میان، دحيه كلبی مامور شد كه نامه رسول خدا را در دعوت به اسلام به قيصر روم برساند، ملاقات سفير با قيصر در شهر حمص واقع شد او وقتی میخواست به حضور قيصر برسد، كارپردازان سلطان به او گفتند: بايد در برابر
[١].[٦١٦] مناقب آل أبي طالب، ابن شهر آشوب، ج ١، ص ١٦٤.