جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٧٧ - ٢٠ استقامت و ثبات قدم در عصر غیبت
نکته: ماجرای عبدالله بعد از آن سر زبانها بود و گاهی دوستانش با او شوخى کرده و مىگفتند: بالاخره سر كافر را ماچ کردی! او مىگفت: چه فکر کردید؟ خداوند با همین یک ماچ، اسباب آزادی هشتاد نفر را فراهم نمود.
١٦. استقامت در مواجهه با مصائب
اميرمؤمنان علی٧ شخصی را دید که بسيار اندوهگين است، حضرت به او فرمود: چرا غمگين هستی؟ گفت: یا اميرمؤمنان! به خاطر مصيبت فوت پدر و برادرم که از دنیا رفتهاند و میترسم از این مصیبت سنگین، دِق كنم.
اميرمؤمنان فرمود: تو را سفارش میكنم به تقوا و پرهيزكاری، صبر و مقاومت كن تا به پيامد نيك آن برسی. اين را هم بدان كه صبر در امور، همانند سر است نسبت به بدن، همچنان که بدن بدون سر فاسد گردد، اگر انسان در شئون مختلف زندگی، دارای صبر و تحمّل نباشد، آن شئون تباه شود و فرد متلاشی گردد.[١]
١٧. استقامت در مقابله با دشمن
هنگامیكه اميرالمؤمنان علی٧ ياران خود را به نبرد با دشمن میفرستاد، اين دستورات را به آنان گوشزد میكرد: زره داران را در پيش روی لشكر و جنگجويان بیسلاح را عقب لشكر قرار دهيد. دندانهايتان را بر هم بفشاريد؛ زيرا سبب میشود شمشيرها كمتر به سرتان كارگر شود؛ به هنگام پرتاب نيزه پيچ و خم بخوريد كه در اصابه نيزه به دشمن موثّر است؛ نگاهتان را پايين بيندازيد كه دل را قوی و قلب را آرامتر میكند؛ سر و صدا و هياهو نكنيد؛ زيرا متانت و وقار بيش از هر چيز ترس و هراس را برطرف میسازد.
پرچم خود را استوار و مستحکم نگاه دارید و اطرافش را خالی نكنيد، آن را به
[١]. اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ط الاسلامية، ج ٢ ص ٩٠.