جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٥٣ - ٦ استخاره شيخ انصارى
جلو رفت و از آن زن پرسید: داستان تو چیست؟
او در جواب گفت: زندگی بسیار سختی داشتم، تا این که متوسل به حضرت امیر٧ شدم در حال توسل آقا به من فرمود: استخاره کن و پول بگیر. گفتم: من استخاره بلد نیستم و اصلاً سوادی ندارم. حضرت فرمود: برو دو فلس پول بده و یک تسبیح بخر، بعد همین طور دانههای تسبیح را بشمار ما به تو همه چیز را میگوییم. بعد به آقای کشمیری میگوید: در گوش من مطالبی گفته میشود که منطبق بر زندگی مردم است. غرضم از ذکر این داستان این بود که استخاره اصلاً جنبه استدلالی ندارد «بلکه چیزی شبیه به الهام است.»
سوال: همه جا اینطور است یا موارد با هم فرق میکند؟
جواب: ما دو نوع استخار داریم:
نوع اوّل: همان استخارهای است که در کتابهای فقهی پیرامون آن بحث شده و روایت هم دارد و انواع مختلفی برای آن برشمردهاند، این نوع استخاره ممکن است مطابق با زندگی شما باشد یا نباشد، در اینجا نوعی استنباط و فهم از قرآن وجود دارد.
نوع دوّم: این که به بعضی از افراد نوعی اجازه باطنی داده میشود که دیگر استدلال ندارد و به فهم و استنباط مربوط نیست و در اکثر اوقات جوابها کاملاً مطابق با واقع در میآید. لذا میشود از یک آیه دو جور، مطلب به ذهن استخاره کننده بیاید که هر دو مطلب نیز مطابق با واقع باشد.
سوال: در این که استخاره راه گشاست تردیدی نیست، ولی آیا به نظر شما صلاح است که فرهنگ حاکم و رایج جامعه این باشد که افراد در همان ابتدا برای هر کاری استخاره کنند؟
جواب: خیر؛ این کار درست نیست مورد استخاره تحیر و سرگردانی است