جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣١٤ - ٢٢ ملاک اصلی در ازدواج
نموده و از من شكايت نموده و با مطالبه نفقه و مهريه، درخواست طلاق كرده است بچههاى جوان زن، آبرو و حيات من را تهديد مىكنند و با اين همه گرفتارى، نمیدانم آینده من چه خواهد شد.
جوان در حالي كه يك پرده اشك روى چشمش را گرفته بود، میگفت: اين زن من را به خاك سياه نشانده و زندگى را بر من تلخ و غير قابل تحمل نموده است قرار و آرام ندارم. شب و روزم با رنج و ناراحتى میگذرد. نشاطم از دست رفته و در سنين جوانى فرسوده و ناتوان شدهام. از سخنان او اين حديث نبوی به خاطرم آمد که فرمود: (أعوذ بك من زوجٍة تُشَيِّبُنی قبل الْمَشيبِ) خدايا به تو پناه مىبرم از زنى كه من را پير كند قبل از آن كه زمان پيریم فرا رسيده باشد.[١]
٢٠. اثر ازدواج در کنترلِ نفس
حجة الاسلام قرائتی نقل میکند که اوائل جوانی تصمیم به ازدواج داشتم ولی پدرم نظرش این بود که هر موقع درس خارج رفتم زن بگيرم. ديدم به هيچ صورت قانع نميشود، اثاثيهام را از قم برداشتم و به كاشان نزد پدر آمدم. او گفت: چرا آمدي؟ گفتم: درس نميخوانم! شما حاضر نميشوید من ازدواج كنم. خلاصه هر چه به خيال خويش من را نصيحت كرد، اثری نگذاشت.
بعضی از آقايان را ديد كه من را برای درس خواندن نصيحت كنند، من هم با کمال ادب و احترام بعضی ديگر را ديدم كه پدرم را برای موافقت در ازدواج من نصيحت كنند تا اين كه يك روز به پدرم گفتم: يا به من بگو: ايمانت مثل حضرت يوسف است. يا بگو: گناه كنم. يا بگو: ازدواج كنم سرانجام با رعایت احترام پدر،
[١].[٤٧٧] بزرگسال و جوان از نظر افکار و تمایلات، فلسفی، محمد تقی. ج ٢، ص ٢٥٠.