جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢١٣ - ٤٥ آثار اخروی اخلاق نیکو
پس از لحظاتى در عالم خواب كسى به همسر ايشان میگويد: برخيز برخيز! درب منزل را بگشاى! همسر ميرزا جواد آقا از خواب بلند شده و میبيند ميرزا پشت در نشسته است. سؤال مىكند: آقا! شما كه از سفر آمديد چرا در نزديد؟ ایشان میفرماید: ديدم نيمه شب و دير وقت است، نخواستم اسباب زحمت شما را فراهم كنم! این بزرگ مرد هرگز از كسى به بدى ياد نمیكرد و به احدى رخصت غيبت نمیداد. اگر كسى غيبت میکرد به او میفرمود: يا بايد در گوش خود پنبه بگذارم كه صحبت شما را نشنوم و يا از خدمتتان مرخّص شوم! [١]
٤٣. درمان بد اخلاقی
مرد بد اخلاقی بود که رفتار خوبی نداشت و برای هر چیز کوچک و بزرگی خشمگین میشد و فریاد میزد. ولی بعد پشیمان میشد. دلش میخواست، خوش اخلاق باشد اما نمیدانست چه کند، تا این که یکی از دوستانش که پزشک بود به او گفت: من دارویی دارم که این رفتار ناپسند و اخلاق بد تو را درمان میکند سپس کوزهای پر از آب برای او فرستاد و نوشت: هر وقت خشمگین شدی، از این دارو، کمی بنوش. آن مرد مدّتی این دستور را اجرا کرد و دید دیگر مانند گذشته، خشمگین نمیشود و اخلاقش بهتر شده است. روزی نزد دوستش رفت و گفت: آن دارویی که به من داده بودی خیلی خوب بود ولی دارد تمام میشود. کمی از آن به من بده.
پزشک خندید و گفت: در آن کوزه، چیزی جز آب نبود. اگر فکر میکنی اخلاق و رفتارت، خوب و درمان شده برای آن است که هر وقت خشمگین میشدی برای نوشیدن آن کمی وقت لازم بود و باید قدری صبر میکردی «تا خشمت فروکش کند» و همان صبر و آرامش اندک، خشم تو را از بین میبرد و این امر موجب شد که اکنون
[١] .برگرفته از کتاب داستانهایى از علماء، اثر عليرضا خاتم.