جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٦٧ - ١٥ عمل ريایی برای کسب ریاست
متری میگرداند. تا به کوچهای رسید عمر سعد در جلوی کوچه ایستاد و دستهای خود را به دو طرف دیوار چسبانید و از عبور اسرا جلوگیری کرد!
از او پرسیدند، چرا مانع عبور آنان میشوی؟ پاسخ داد: راه این کوچه متعلّق به کودک یتیمی است و تصرّف در مال یتیم بدون اجازه ولی او یا حاکم شرع، جایز نیست. بنابراین نمیگذارم از این کوچه ردّ شوید... کسیکه دستش تا مرفق به خون فرزندان پیامبر آلوده شده است، اینگونه عوام فریبی میکند![١]
عمر و عاص کسی است که مالک اشتر را به شهادت رساند و جنایات بسیاری را مرتکب شد ، وی به هنگام فتح مصر در جایی که امروز فساط نام دارد به همراه لشگر خیمه زده بود.
روزی میخواست از جای خود برخیزد و به جای دیگر برود، به او گفتند، کبوتری بر فراز چادر شما خانه کرده و تخم کرده است. اگر چادر را جمع کنیم این تخمها میشکند و این کبوتر نر و ماده آزرده میشوند. در این بین پسر عمر و عاص که شاهد قضیه بود و در جنایات همکار پدرش بود در جواب آنان گفت: چادر به جای خود بماند! یکی از سپاهیان همینجا توقّف کند تا این کبوتر بچههای خود را پرواز دهد. سپس چادر را برچینید. [٢]
١٣. واعظ ریاکار
ابوالعلای مرائی، واعظِ مشهور و معروف به ریاکاری و خودنمایی بود. روزی بالای منبر رفت و گفت: مردم مرا ریاکار میخوانند، در صورتی که من در کمال صدق و اخلاص هستم و از ریا بدورم، همیشه برای مخفی کردن اطاعت ها و پوشاندن
[١].[٢٤٤] کتاب ریاکاری های امویان و عباسیان، محمد علی چنارانی، ص ۵۵.
[٢].[٢٤٥] معجم البلدان، ج ۵۱ ص ۲۶۰.