جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٦٥ - ١٣ واعظ ریاکار
شهرتی که به دنبال آن بودید رسيديد. ديگر از خدا طلبی نداريد.
طايفه سوّم: برخی از شهدا هستند، كه به گمان خود در راه خدا، جان خود را فدا كردند. به آنان پاسخ دهند: كه خدا از قصد شما آگاه است قصد شما از رفتن به جنگ اين بود كه اظهار شجاعت کنید تا مردم بگويند چقدر زورمند و شجاع هستيد، مردم هم چنین گفتند و به مقصود خود رسيديد. آنها را هم به رو در آتش میاندازند.
طايفه چهارم: برخی از ثروتمندان هستند آنهایی كه در راه خير پول خرج كردند، آنها میگویند: خدايا تو میدانى كه فقرا را اطعام داده و پوشانديم، مسجد ساختيم، آبانبار بنا كرديم، مدرسه ساختيم، موقوفه و صدقه جارى از خود به جا گذاشتیم.
ندا میرسد: اينها كه میگویيد درست است. اما قصد و نیّت شما از انجام این امور خیر، اين بود كه مردم بگويند: فلانى چقدر كريم و اهل خير است، دست و دل باز است، «يا مثلاً در اين دوره در روزنامهها بنويسند فلان شخص، فلان مبلغ به زلزلهزدگان و آسيبديدگان كمك كرده است» به منظور خود هم رسيديد. امر میشود. اينها را هم به آتش در افكنند واى از ريا كه شرك به خداست و در قيامت به چهار ندا خوانده میشوند: ١. كافر ٢. مشرك ٣. غادر ٤. مرائى. آيا عمل خالصى از خود سراغ داريم كه هيچ شائبه ريا در آن نباشد؟ [١]
نکته: در حدیث قدسی خداوند میفرماید: من بهترين شريك هستم به این صورت که اگر کسی در عمل خیری ديگرى را با من شريك کند، از شراکت در آن عمل کنار میکشم و آن عمل را نمىپذيرم، «شریکی هستم که تنها کالای خالص و بیغل و غش را میپذیرم.»[٢]
[١] .حقایقی از قرآن، ص ٢٠١ .
[٢] (أَنَا خَيْرُ شَرِيكٍ مَنْ أَشْرَكَ مَعِی غَيْرِی فِی عَمَلِهِ لَمْ أَقْبَلْهُ إِلَّا مَا كَانَ لِی خَالِصاً) وسائل الشيعة، ج١، ص١٦.