جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٥٣ - ٤٠ معاملهای پر سود با خدا
برمیدارم. این بهتر از قطع درخت است. از طرفی کسی من را به قطع درخت امر نكرده و پيامبر هم نيستم كه غم بيهوده بخورم. در این وقت دست از شيطان برداشت و رفت. دو روز متوالی در زير بالشت خود دو دينار ديد و خرج نمود و چون روز سوّم پولی نديد، ناراحت شد و تبر برگرفت تا درخت را قطع كند.
شيطان در راهش آمد و گفت: به كجا میروى؟ گفت: میروم درخت را قطع كنم، گفت: هرگز نمیگذارم و بعد از قدری جدال، با عابد گلاويز شد و عابد را روى زمين انداخت و گفت: بازگرد و گرنه سرت را از تن جدا میكنم. عابد گفت: من را رها كن تا بروم؛ ولی بگو: چرا آن دفعه من نيرومندتر بودم؟ ابليس گفت: زیرا تو در ابتدا براى خدا و با اخلاص قصد قطع درخت را داشتى، لذا خدا تو را بر من مسلط كرد. ولی اين بار براى خود و دينار خشمگين شدى و من بر تو مسلط شدم. [١]
٣٧. هرگز در خدمات خود دنبال شهرت نبود
خانم نصرتِ امین در سال ١٢٦٥ شمسی در اصفهان به دنیا آمد، او از کودکی در جمع خانواده و بستگانش جلوه خاصی داشت، آثار نبوغ و بزرگی در سیمایش نمایان بود. وی چهار سال بیشتر نداشت که تحصیل علوم و فراگیری قرآن را آغاز کرد. پدرش برای پیشرفت تحصیلی او معلم خصوصی گرفت. خانم امین روحی کاوشگر داشت و بدون مطالعه سخن نمیگفت. او عقلگرا بود، یعنی عقل و اندیشه بر موضع گیریها، رفتارها و عواطفش حاکم بود و از هرگونه افراط و تفریط دوری میکرد.
با این که در سن پانزده سالگی با پسر عمویش پیوند ازدواج بست، اما تحصیل را رها نکرد، استعداد سرشاری داشت و با پشتکار و تلاش شبانه روزی و اراده استوار و
[١].[٢٢٥] زهر الربیع، ج ٢، ص ٧٤.