جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١١١ - ٣٧ پیش پرداختِ بهای شیر
آن شخص جلو آمد و به آن دو نفر گفت: يك درهم را بگيريد تا نزاع شما برطرف شود. با اين كار بين آنان را اصلاح نمود و باز با تهیدستی به منزل بازگشت و جریان را برای همسرش نقل كرد، او نيز خشنود گشت. همسر اطراف خانه را جستجو كرد و تنها لباس كهنهای را پيدا کرد. آن را به شوهر خود داد تا بفروشد و غذایی تهيه كند.
مرد لباس كهنه را به بازار آورد ولی كسی از او نخريد، لكن ديد مردی ماهی گنديدهای در دست دارد. به او گفت: بيا این دو را معاوضه كنيم، او هم قبول كرد. لباس كهنه را به او داد و ماهی را گرفت و به منزل آورد.
زن مشغول آماده كردن ماهی شد كه ناگهان شیء قيمتی در شكم ماهی يافت و به شوهر داد تا به بازار ببرد و بفروشد. شوهر آن را به بازار آورد و به قيمت خوبی فروخت و به منزل بازگشت. چون وارد خانه شد، فقيری به در خانه او آمد و گفت: از آنچه خدا به شما داده به من هم عنايت كنيد. آن مرد پولها را نزد فقير گذاشت و گفت: هر چه خواهی بردار، فقير قدری برداشت. چند قدم نرفته بود كه برگشت و گفت: من فقير نيستم، فرستاده خدايم، خواستم اعلان كنم كه اين پاداش همان احسان تو است كه ایثار کردی و با دادن یک درهم ميان آن دو نفر را اصلاح کردی.[١]
٣٤. نتيجه نيكوكارى
يكى از وزيران که به زيردستان خود همواره احسان و نيكى میکرد اتفاقاً روزی به خاطر كارى، مورد سرزنش و خشم حاکم قرار گرفت و زندانى شد همه كارمندان برای نجات او سعى و تلاش كردند حتی مأمورين زندان هم نسبت به او مهربانى نموده به پاس از نيكيهاى او زبان گشودند همه به عنوان حقّشناسى و احسان او به دیگران، ذكر خير او را نزد شاه نمودند، تا اين كه شاه او را بخشيد و آزاد كرد. يكى از
[١]. تفسير كاشف، ج ٤، ص ٢٢٥ـ ٢٢٦.