از كوچه رندان - زرين كوب، عبدالحسين - الصفحة ٦٥ - سرود زهره
مسبوق است و شايد از نوع مضامين مشترك. از جمله اين گفته خواجه است كه «عشق آسان نمود اول ولى افتاد مشكلها» و اين نكتهاى است كه حافظ تكرار هم كرده است. اما كيست كه وقتى از متنبى هم بشنود كه مىگويد در من بنگر كه منظرم براى آنكس كه عشق را آسان مىپندارد ترساننده است [٢٦]، به- ياد شعر حافظ نيفتد و يا آن را سابقهاى براى فكر حافظ كه عطار در اسرارنامه خويش يكجا از پيش جواب جالبى به آن داده است [٢٧]، نشمرد؟
اينكه با ماه آسمان فقط از دور مىتوان عشقبازى كرد، و آن را نمىتوان در آغوش كشيد امرى است كه تمام عشاق اين اختر شبگرد آن را به تجربه دريافتهاند و خاقانى هم كه ماه برايش چيزى دست نيافتنى بود، معشوقى را كه فقط بايد از دور به ديدارش قناعت كرد به ماه تشبيه مىكند اما حافظ اين معنى را بهانهاى كرده است براى يك گفت و شنود عاشقانه با معشوق. با لابه و تمنا از وى مىپرسد چه شود كه از يك بوسه تو دلخستهاى بياسايد؟ و از زبان او پاسخ مىيابد: براى خدا، روا مدار كه بوسه تو رخ ماه را بيالايد [٢٨].
تعبيرى شاعرانه است و گفت و شنودى توأم با ظرافت اما نكته اينجاست كه تقريبا عين چنين گفت و شنودى هم چند قرن پيش از حافظ بين يك شاعر عرب، تميم- بن معز، با معشوق روى مىدهد شاعر عرب هم از اين معشوق خويش بوسه مىخواهد و او كه از شرم و بيم سرخ و زرد شده است بعد از ترديد و تعلل مىگويد: آخر، روى من ماه تمام است و كسى كه ماه را نگاه مىكند از وى بوسه نمىطلبد [٢٩]. شباهت و قرابت دو مضمون پيداست و آيا بايد گفت حافظ مضمون خويش را از شاعر عرب گرفته است؟ تحاشى از اينكه در موسم گل و بهار انسان از شرابخوارى توبه كند از معانى متداول و مكرر حافظ است.
مىگويد حاشا كه من به موسم گل ترك مىكنم و بازمىگويد كه اگر من در وقت لاله و گل از بزم طرب كناره كنم بايد دماغم را علاج كرد و تكرار مىكند كه وقتى فكر توبه به سرم مىزند باز چون به ياد بهار توبهشكن مىافتم از توبه پشيمان مىشوم [٣٠] و اين معنى در شعر حافظ آنقدر تكرار مىشود كه از مختصات فكر حافظ شمرده تواند شد. با اينهمه نظير آن را شاعران قديم عرب هم مثل ابو نواس و ديگران گفتهاند و از آن جمله است قطعهاى از يك شاعر قرن چهارم-