از كوچه رندان - زرين كوب، عبدالحسين - الصفحة ١٩٨
عرفانى به بيان آورد؟
آيا در آخرين سالهاى عمر كه شاعر پير باقىمانده يكراه دراز پرپيچوخم- و آكنده از فراز و نشيب را از بن بست كوچه رندان تا سر منزل لحد طى مىكرد ايمان يك مسلمان واقعى عصر خويش را نيز از دست داده- بود؟ پارهاى از دوستداران امروزينه حافظ كه گويى در وجود وى بيشتر، پندارهاى دلاويز خويش را مىپرستند دوست دارند از حافظ، تصوير يك روشنفكر «روز» را بسازند كه هر چه را تعلق به سنت دارد رد مىكند و هر چه را در حد ادراك او نباشد «نيست» مىانگارد و اينها در اعتقاد خوشبينانهاى كه به داورى خويش دارند گمان مىكنند كه حتى عرفان- عرفان كه خود شورش گستاخانهاى بر ضد سنتپرستىهاى جامعه راكد آن روزگاران است- نيز چيزى نيست كه شاعر محبوب آنها، اين حافظ شيراز كه ديروز زياده آسمانى بود و امروز گهگاه زياده زمينى شده است، بتواند به آن سر فرودبياورد. قهرمانپرستى، خواه آگاهانه باشد و خواه ناخودآگاه، هميشه ستايشگران را شيفته تصويرهاى خيالى مىسازد و اين شوق و هيجان تبآلود بىشك اختصاص به پرستشگران امروزين حافظ ندارد.
بدون شك تلألؤ هالههايى كه در طى نيم قرن اخير به اين تصوير رمانتيكپسند حافظ در ايران جاذبه خاصى بخشيده است مرهون- انطباقپذيرى او با روح و حيات امروزى است. ترديد درباره ارزشهايى كه غالبا كوركورانه تقديس مىشوند، نفرت از ادعاهايى كه احيانا انسانيت را محدود و كوچك مىكند، گرايش به لحظههاى پراوج زندگى و گريز از ابتذالهايى كه در آن هست، اعتماد بر انسانيت و اطمينان به پيروزى حقيقت كه بر رغم تركتازيهاى باطلپرستان سرانجام باز به مسند خويش مىنشيند تصورهاى آرمانپرستانهاى است كه امتياز خاصى به انديشه و گفتار حافظ مىدهد و اين همه ناچار از اسباب عمده است كه مايه رواج و قبول بىمانند سخن اوست.
شك نيست كه شور و علاقه ستايشگرانه امثال گوته نيز كه از وى تصوير يك شاعر آسمانى درست كرده است در ايجاد اين تصوير آفاقگير تأثير- فوقالعادهاى داشته است. به علاوه لحن متعالى اما دردناك صدايى كه مثل كلام پيغمبران