مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٨٥
الف- ادلّه عقلى
دليل عقلى اوّل: اين دليل به طور خلاصه از مقدمات ذيل تشكيل مىشود:
الف- براى تأمين مصالح فردى و اجتماعى بشر و جلوگيرى از هرجومرج و فساد و اختلال نظام، وجود حكومت در جامعه ضرورى و لازم است.
ب- حكومت ايدئال و عالىترين و مطلوبترين شكل آن، حكومتى است كه امام معصوم عليه السّلام در رأس آن باشد و جامعه را اداره كند.
ج- بر اين اساس كه هنگامى كه تأمين و تحصيل يك مصلحت لازم و ضرورى در حدّ مطلوب و ايدئال آن ميسّر نباشد، بايد نزديكترين مرتبه به حد مطلوب را تأمين كرد، لذا در بحث ما هم هنگامى كه مردم از مصالح حكومت معصلوم عليه السّلام محروم بودند بايد به دنبال نزديكترين مرتبه به حكومت معصوم باشيم.
د- اقربيت و نزديكى يك حكومت به حكومت معصوم عليه السّلام در سه امر اصلى متبلور مىشود: نخست علم به احكام كلّى اسلام (فقاهت)، دوّم شايستگى روحى و اخلاقى به گونهاى كه تحت تأثير هواهاى نفسانى و تهديد و تطميعها قرار نگيرد (تقوا)، و سوّم كارآيى در مقام مديريت جامعه كه خود به خصلتها و صفاتى از قبيل درك سياسى و اجتماعى، آگاهى از مسائل بين المللى، شجاعت در برخورد با دشمنان و تبهكاران، حدس صائب در تشخيص اولويتها و ... قابل تحليل است.
براساس اين مقدمات نتيجه مىگيريم: پس در زمان غيبت امام معصوم عليه السّلام كسى كه بيش از ساير مردم واجد اين شرايط باشد، بايد زعامت و پيشوايى جامعه را عهدهدار شود و با قرار گرفتن در رأس حكومت، اركان آن را هماهنگ كرده و به سوى كمال مطلوب سوق دهد و چنين كسى جز فقيه جامع الشرايط شخص ديگرى نخواهد بود