مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٦٠
يا جمعى مىشود جايگاهى ندارد و تنها چارچوبهاى خاصى مشروعيت مىيابند.
ويژگى اساسى مردمسالارى دينى براى هماهنگى و انسجام با مبانى دينى آن است كه عدالت در آن نقش برجستهاى ايفا نمايد و لذا حضرت امام دراينباره گويند:
«جز حكومت اسلامى، حكومتى نيست كه عدالت داشته باشد. چرا كه همه حكومتهاى غير الهى در خدمت هواهاى نفسانى فرد يا گروه است. در مقايسه حكومتها از اين جهت برخى ملايمتر و برخى تندروترند».[١]
٢. مشروعيت الهى و مقبوليت مردمى
مبناى مشروعيت، مردمسالارى دينى انطباق آن به خواست الهى است. حكومتى كه مطابق تعاليم و دستورات اسلامى نباشد در مشروعيت دچار مشكل است. آيات و روايات زيادى بر مشروعيت الهى حاكم، قانون و داورى دلالت مىكند قرآن كريم مىفرمايد: «اللّه أعلم حيث يجعل رسالته».[٢] اين ديدگاه در لسان فقهاى معاصر به «نظريه انتصاب» شهرت يافته است. نظريه انتصاب بر مشروعيت الهى حاكم در عصر حضور و غيبت دلالت مىكند و در آثار فقها از جمله حضرت امام رحمه اللّه به وضوح به چشم مىخورد.
به رغم شبههاى كه مدعى تحول در نگرش امام در قبل از انقلاب است؛ بايد يادآور شد كه آثار مكتوب حضرت امام در قبل از انقلاب و آثار شفاهى ايشان پس از انقلاب به روشنى بر نظريه ياد شده دلالت مىكند. حضرت امام از سويى مشروعيت از ناشى از خداوند مىدانند و از سوى ديگر مقبوليت عمومى را مورد تأكيد قرار مى دهند؛
[١] - امام خمينى رحمه اللّه: صحيفه نور، ص ٢٤، ٢٨/ ٧/ ٥٧.
[٢] - انعام( ٦)، ١٢٤.