مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٦
ليبراليسم و بالتبع دمكراسى غربى به ويژه در تحولات خاورميانه موجب شد جهان معاصر و به ويژه دنياى اسلام نفاق پنهان در وراى دمكراسى را بيش از گذشته دريابد. ناكارآمدى دمكراسى غربى در فرآيند تئورى و عمل فرصت مناسبى براى ارائه الگوى مردمسالارى دينى است. الگويى كه پارادايم نوى براساس دين را در عصر حاضر كه دچار خلأ فكرى سياسى است عرضه مىكند.
تبيين مسأله مردمسالارى پرسشهاى مهمى را فراروى ما مىنهد كه درونماى بحث در اين زمينه را تا حدودى روشن مىكند كه عبارتاند از:
دمكراسى چيست؟
اصول و مبانى فكرى آن كداماند؟
مردمسالارى دينى چيست و شاخصههاى آن كداماند؟
خاستگاه نظريه مردمسالارى دينى چيست؟
وجوه اشتراك و افتراق مردمسالارى دينى در قياس با دمكراسى غربى چيست؟
الف) تبيين و ارزيابى دمكراسى
١. مفهوم دمكراسى
دمكراسى داراى تعاريفى زيادى است و معانى متفاوتى از آن ارائه شده است و همچون بسيارى از مفاهيم، در علوم اجتماعى، تعريفى جامع و مانع از آن وجود ندارد. تعاريف دمكراسى را مىتوان در طيفهاى ذيل طبقهبندى نمود:
١- ١. دمكراسى به مثابه ارزش و فلسفه زندگى
در اين ديدگاه دمكراسى به عنوان ارزش مطرح است تا مكانيزم، دمكراسى يك شيوه