مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٢٠
به علما و تقليد از آنان در مسائل دينى، از مصاديق رجوع نيز متخصّص به متخصّص و اهل خبره است كه در ساير موارد زندگى بشر هم وجود دارد. توضيح اينكه: از آن جايى كه هر فرد به تنهايى در تمامى امور سررشته ندارد و كسب تخصّص در همه زمينهها براى يك نفر ممكن نيست بنابراين به طور طبيعى و براساس حكم عقل، انسانها در مسائلى كه در آن تخصّص ندارند و مورد نياز آنهاست به كارشناسان و متخصّصان هر رشته مراجعه مىكنند. مثلا اگر كسى مىخواهد خانهاى بسازد و خودش از بنّايى و مهندسى سررشتهاى ندارد، براى تهيّه نقشه و بناى ساختمان، به معمار و مهندس و بنّا مراجعه مىكند. براى آهنريزى آن به جوشكار ساختمان، براى ساختن درهاى اتاقهاى و كمدهاى آن به نجّار، و براى سيمكشى برق و لولهكشى آب و گاز نيز به متخصّصهاى مربوط مراجعه مىكند و انجام اين كارها را به آنها واگذار مىكند و يا وقتى بيمار مىشود براى تشخيص بيمارى و تجويز دارو به پزشك مراجعه مىكند و در همه اين موارد، متخصّصان مربوط دستور انجام كارهايى را به او مىدهند و او نيز اجرا مىكند. مثلا پزشك مىگويد اين قرص روزى سه تا، اين شربت روزى دو قاشق، اين كپسول روزى يكى و ... و بيمار هم نمىايستد بحث كند كه چرا از اين قرص؟ چرا از آن شربت؟ چرا اين يكى روزى سه تا و آن ديگرى روزى يكى و ...؟ نمونههايى از اين دست، هزاران و صدها هزار بار به طور مرتّب و روزانه در دنيا به وقوع مىپيوندد و ريشه همه آنها نيز يك قاعده عقلى و عقلايى به نام «رجوع غير متخصّص به متخصص و اهل خبره» است. و اين هم چيز تازهاى در زندگى بشر نيست و از هزاران سال قبل در جوامع بشرى وجود داشته است. در جامعه اسلامى نيز، يكى از مسائل كه يك مسلمان با آن سر و كار دارد و مورد نياز اوست، مسائل شرعى و دستورات دينى است و از