مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٥٦
رويكرد جامعهشناسانه و بررسى خاستگاه نظريه مردمسالارى دينى به ما اين امكان را مىدهد كه نشانههاى بحران را در جامعهاى كه دچار كاستى بوده مورد توجه قرار دهيم و بر وراى آن ضرورتهايى كه نظريه پرداز را به طرح نظريه جديد رهنمون ساختهاند، دريابيم، در اين رستا توجه به محورهاى ذيل ضرورى است:
٣- ١. بنبستهاى تئوريك انديشه غربى و دمكراسى
معضلات اساسى جامعه غربى موجب شده است حضرت امام خمينى رحمه اللّه آن را مورد چالش جدى قرار دهد و دمكراسى غربى را كه بر پايه آن بنا نهاده شده، طرد و سپس نظريه مردمسالارى دينى را عرضه كند. مهمترين كاستىها در رويكرد نظرى عبارتاند از:
* رواج ماشينيسم و سيطره تكنولوژى موجب گرديده است بشر از حقيقت خود دور افتد و به ماشين و موجودى به شدت محاسبهگر تبديل گردد.
* استثمار، استعمار، خودپرستى و نخوت و غرور نتيجه خودبنيادى بشر است كه در دو سده اخير به شكلهاى مختلف ظهور يافته است.
* غرب با اعلام خودبنيادى بشر در حقيقت به نفى واقعيت مطلق كه همان مبدأ هستى است پرداخت و بدان وسيله انسان غربى را به آزادىهاى توهمانگيز مشغول كرد. آزادىهايى كه در حقيقت زنجير اسارت نفسانيت و انانيت در برابر عبوديت و آزادى واقعى مىباشد.
* ريشه بحران و معضلات دمكراسى ماهيتى فرهنگى دارد. و لذا انقلاب اسلامى و حاكميت مردمسالارى دينى، ماهيتى فرهنگى دارد؛ چرا كه ريشههاى عميق بحران دنياى معاصر را در فرهنگ، اخلاق و معنويت مىداند.