مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٣٧
اراده عمومى آموزه كلاسيك وفق دارد. اراده مردم ثمره فرايند سياسى است و نه محرك آن».[١] وى تنها امتياز دمكراسى را رقابت نخبگان مىداند؛ يعنى دو گروه نخبه «اليت» بر سر قدرت با هم نزاع و رقابت مىكنند. از نظر وى، دمكراسى تنها به اين معنا است كه مردم مىتوانند كسانى را كه بر مقدارت آنها حكومت كنند، بپذيرند يا رد كنند. پس دمكراسى عبارت است از رقابت آزاد بين رهبران بالقوه براى جلب رأىدهندگان.
٣. امروزه، در برخى از كشورهاى غربى كمتر از نصف افراد واجد صلاحيت رأى دادن در انتخابات شركت مىكنند و از اين تعداد، با توجه به ملاك بودن اكثريت، يعنى يك رأى بيش از نصف، گاه اتفاق مىافتد كه تنها ٢٥% افراد داراى حق رأى يك سيستم را بر سر كار آوردهاند. آيا مفهوم دمكراسى اين است؟ علاوهبر اين، در عمل، قدرت در دست نخبگان است. در احزاب رؤساى مسلط قدرت را اعمال مىكنند و بقيه اعضاى حزب دنبالهروى مىكنند. لذا كارلايل دمكراسى را حكومت عوام فريبان، انگلها و رؤساى حزب ناميده است. نويسنده ديگرى دمكراسى را به «حكومت سياستمداران» توسط سياستمداران و براى سياستمداران» توصيف مىكند. با اين وصف سخن از حاكميت اكثريّت بيهوده است.
اشپلنگر دراينباره مىنويسد:
در ظاهر، اختلاف بسيارى بين دمكراسى پارلمانى مغرب زمين و دمكراسى قديمى مصر، چين و اعراب مشاهده مىشود؛ ولى در حقيقت در عصر كنونى نيز ملت در دست نفوس مقتدر آلتى بيش نيست. همان طور كه در
[١] - همان.