مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٧٢
است مىباشد و از سياست و خط مشى اجتماعى برداشتى فايدهگرايانه وجود دارد.
٣. با توجه به انديشه سياسى اسلام، مردمسالارى دين غايتمند است.
خداوند مىفرمايد: «لتخرج النّاس من الظّلمات إلى النّور بإذن ربّهم»[١] كتابى فروفرستاديم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاريكىها به سوى روشنايى بيرون آورى.
«ليقوم النّاس بالقسط»[٢] تا مردم به انصاف برخيزند.
سلسله اهداف مبانى و بالعرض مىبايست به غرض بالذات كه نيل انسان به كمال و قرب الهى است، منتهى شود. التزام به غايتمندى از آن رو است كه ما معتقديم واقعيت غايتگرايانه است و به يارى دليل و عقل قابل شناخت مىباشد؛ درحالىكه در علم سياست معاصر توجه اصلى به علت فاعلى است و مهمترين مسأله، اداره جامعه است بدون توجه به غايت.
٤. خاستگاه قانون در مردمسالارى دينى خداوند است درحالىكه در دمكراسى غربى خواستههاى انسان است.
٥. از آنجا كه مشروعيت سياست و حكومت ناشى از خداوند است، مردم صرفا در كارايى و كارآمدى نقش دارند و آنها مشروعيت آفرين نيست. در انديشه غربى مردم به قوانين مشروعيت مىبخشند. رضايت و قراداد اجتماعى مبناى مشروعيت است.
پيشفرض اين امر آزادى و برابرى انسانها است.
«چون انسانها بنا به طبيعت هم آزاد و برابر و مستقل هستند هيچكس را
[١] - ابراهيم( ١٤)، ١.
[٢] - حديد( ٥٧)، ٢٥.