مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٨
١. فرهنگها و جوامعى كه سياق فكرى آنان با مدرنيته غربى سازگار نيست، نمىتوانند چنين تعريفى از دمكراسى را پذيرا باشند و هرگونه همسويى با آن منجر به التقاط فكرى و در نهايت مصادره آن فرهنگ به نفع مدرنيته خواهد بود.
٢. اين نگرش به دمكراسى امروزه در برخى كشورها رايج است؛ و كسانى مىكوشد از اسلام تفسيرى دمكراتيك عرضه كند. در حقيقت آنان دمكراسى را همراه با لوازم و ويژگىهاى غربى پذيرفته و سعى مىكنند تعاليم اسلامى را با ارزشهاى دمكراتيك سازگار جلوه دهند. در همايش اسلام و دمكراسى ازاينرويكرد به «ديدگاه ليبرال اسلامى» ياد شده است.[١] ٣. ناسازگارى اسلام با مدرنيته غربى، اقتضا مىكند مفاهيم جديدى كه سازگار با مبانى انديشه اسلامى باشد عرضه كنيم و «نظريه مردمسالارى دينى» گامى در اين راستا است.
١- ٢. دمكراسى به مثابه روش
برخى نويسندگان معاصر غربى بر اين باورند كه دمكراسى لزوما حاكميت مردم نيست؛ بلكه دمكراسى ساز و كارى از نظام سياسى است كه بدان وسيله، حكومتهاى نامطلوب از مسند قدرت بركنار مىشوند.[٢] شومپيتر مدعى است دمكراسى نهادى به منظور رسيدن به تصميمات سياسى است كه افراد تحت لواى آن، به دليل تلاش رضايتآميز و
[١] - پس از جنگ نخست خليج فارس، مؤسسه صلح درباره خاورميانه كه در امريكا فعال است، همايش يك روزهاى را تحت عنوان« اسلام و دمكراسى» برگزار كرد. گزارشى از همايش مزبور را تيموتى سيسك در كتاب اسلام و دموكراسى آورده است.
[٢] - كارن پوپر، درسهاى اين قرن، ترجمعه على پايا، تهران، طرح نو، ١٣٦٧، ص ١١٩.