مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٥٤
دوران اخير به شمار مىرفته است. در ايران تلاشهاى گوناگونى براى فائق آمدن بر اين بحران شكل گرفت اما توفيق اندكى داشتند. تنها در پرتو انقلاب اسلامى بود كه حضرت امام توانست با درك دقيق معضل، راه برون رفت آن را نشان دهد. زندگى و شخصيت حضرت امام رحمه اللّه از سويى و تعاليم حيات بخش اسلام نيز خود نشانگر آن است كه ايشان از همان كودكى با اين معضل درگير بوده است و با توجه به تجربه تحولات و جنبشهاى پيشين الگوى انقلاب اسلامى را در تئورى و عمل پىگرفتهاند.
از سوى ديگر اگر بپذيريم كه هدف هر نظريه تغيير وضع موجود و يا حفظ آن است،[١] مىبايست به اين نكته اشاره كرد كه طى دو سده اخير مسلمانان با واقعيتهايى در صحنه زندگى مواجه بودهاند، كه با عقايد و آرمانهايشان برخورد داشته است. نظريه ولايت فقيه در تئورى كه مبناى مردمسالارى دينى به شمار مىرود، كوششى است كه وضعيت موجود را در راستاى جهت مطلوب تغيير دهد.[٢] لذا نظريه مردمسالارى دينى را چالشى بر دمكراسى غربى مىدانيم. چنان كه انقلاب اسلامى ليبراليسم غربى را به زير سؤال كشيد و ناكارآمدى آن را بالعيان نشان داد. ميشل فوكو معتقد است:
«من قبول دارم كه از قرن هجدهم به بعد هر تحول اجتماعى كه اتفاق افتاده بسط مدرنيته بوده اما انقلاب اسلامى ايران تنها حركت اجتماعى است كه در برابر مدرنيته قرار دارد».
[١] - لئواشتراوس، فلسفه سياسى چيست، فرهنگ رجايى، تهران، انتشارات علمى- فرهنگى، ١٣٧٤، ص ٢٧.
[٢] - شهيد مطهرى در تبيين انقلاب اسلامى و تعريفى كه از انقلاب ارائه مىكند، به اين امر اشاره دارد. وى در تعريف انقلاب به اين نكته اشاره مىكند كه انقلاب، طغيانى همگانى از سوى مردم در جهت تغيير وضع موجود و ايجاد وضعيتى مطلوب است. براى آگاهى بيشتر، ر. ك: مرتضى مطهرى، پيرامون انقلاب اسلامى، قم، انتشارات صدرا، ١٣٦٢، ص ٨.