مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٣١
فقاهت و تقوا، قدرت درك مسائل اجتماعى و سياست داخلى و خارجى را نيز داشته باشد و بتواند مديريت كند (شرط كارآمدى). و بديهى است كه اگر هريك از اين سه ويژگى را شخصا نداشته باشد احتمال پديد آمدن خسارتهاى جبرانناپذير براى جامعه در نتيجه رهبرى او بسيار زياد است. ولى در مورد ساير تخصّصها اين گونه نيست.
مثلا اگر خودش يك فرد نظامى نيست و با مسائل نظامى آشنايى چندانى ندارد، به راحتى مىتواند با استفاده از مشاوران خبره و امين نظامى، در اين گونه موارد تصميم مقتضى و مناسب را اتّخاذ كند يا در امور اقتصادى مىتواند از طريق مشورت با كارشناسان و خبرگان مسائل اقتصادى و پولى و مالى، سياستها و تصميمهاى لازم اقتصادى را به اجرا بگذارد و البته اين مسأله، خاصّ نظام ولايت فقيه هم نيست و در تمامى حكومتهاى دنيا چنين بوده و هست. در حال حاضر هم در هيچ كجاى دنيا اين گونه نيست كه رئيس جمهور يا نخستوزير و مقام ارشد اجرايى يك كشور، در همه زمينهها اعمّ از سياسى، اقتصادى، حقوقى، نظامى و نظاير آنها تخصّص داشته باشد و خودش رأسا تصميم بگيرد و اصولا چنين چيزى براى كسى غير از معصومين عليهم السّلام مقدور و ميسّر هم نيست. رويّه معمول و متداول در همه جا اين است كه مشاورين متعدّد و مختلف وجود دارند كه در تصميمگيرىها و اتّخاذ سياستهاى مختلف، نقش مهم و عمدهاى را ايفا مىكنند. در نظام ولايت فقيه و در جمهورى اسلامى هم از ابتدا چنين بوده و هست كه رهبر با استفاده از اصل مشورت و بهرهگيرى از نظرات متخصّصان و كارشناسان تصميمگيرى مىكند و بازوهاى مشورتى متعدّدى به او مدد مىرسانند كه يكى از آنها مجمع تشخيص مصلحت نظام است كه به عنوان مستشار عالى رهبرى و ولىّ فقيه عمل مىكند.