مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٣٢
خبرگان و ولايت فقيه
پس از آنكه ولايت فقيه را اثبات كرديم و گفتيم ولىّ فقيه، مجتهدى است اصلح و كسى است كه از لحاظ ويژگىهاى لازم براى تصدّى رهبرى و رياست حكومت، نزديكترين فرد به امام معصوم عليه السّلام است، يك گام مهمّ ديگر در تبيين نظريه ولايت فقيه اين است كه ببينيم اين چنين فردى چگونه مشخص مىشود و چه راهكارهايى براى تشخيص چنين مجتهدى از ميان ساير فقها و مجتهدين وجود دارد. در تحقيق اين مسأله، مباحث فرعى ديگرى نيز مطرح مىشود كه رابطه ولايت فقيه و خبرگان را روشن خواهد ساخت.
چرا خبرگان؟
آنچه كه امروزه عملا در ساختار سياسى نظام جمهورى اسلامى، كه مبتنى بر ولايت فقيه است، اعمال مىشو اين است كه براى مشخّص شدن و تعيين ولىّ فقيه، اين مجلس خبرگان رهبرى است كه تصميم مىگيرد و نظر مىدهد. در اينجا مىخواهيم اين مسأله را از منظر علمى و نظرى بررسى كنيم تا معلوم شود آيا اين راهكار بر مبناى يك منطق علمى و استدلالى انتخاب شده و اجرا مىشود يا اينكه مبناى علمى و نظرى درست و روشنى ندارد.
براى تعيين و مشخّص شدن ولىّ فقيه، در مقام فرض و تصوّر مىتوان فروض مختلفى را براى مسأله در نظر گرفت كه از جمله آنها مىتوان به تعيين از طريق رأى مستقيم مردم، تعيين توسط ولىّ فقيه و رهبر قبلى، تعيين توسّط خبرگان و تعيين از طريق مجلس شوراى اسلامى اشاره كرد. البتّه فرضهاى ديگرى نيز وجود دارد. امّا