مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٩٥
كنيم كه تمام مراتب مصلحت يكساناند و تأمين مراتب بالاتر لازم نيست؛ ج- به رغم امكان وصول به بعض مراتب حاصل از اجراى احكام اجتماعى اسلام، به كلّى از اين مصلحت صرفنظر كرده و آنها را تعطيل كنيم. روشن است كه از ميان اين سه گزينه، گزينه اول راجح و گزينه دوم و سوم مرجوح هستند و ترجيح مرجوح بر راجح، عقلا قبيح و از شخص حكيم محال است.
با اين بيان، مقدم سوم و چهارم نيز برهانى شد و تا اينجا ثابت شد كه به حكم عقلى كشف مىكنيم كه در زمان عدم دسترسى مردم جامعه به معصوم عليه السّلام اجازه اجراى احكام اجتماعى اسلام توسّط كسى كه اصلح از ديگران است داده شده است و در غير اين صورت، نقض غرض و خلاف حكمت، و ترجيح مرجوح از ناحيه خداى متعال خواهد بود.
اكنون پس از آنكه تا اينجا ثابت شده اجازه اجراى احكام اسلام در صورت عدم حضور معصوم عليه السّلام به فردى كه اصلح از ديگران است داده شده طبعا اين سؤال پيش مىآيد كه اين فرد اصلح كيست و چه ويژگىهايى باعث مىشود كه يك فرد براى اين منصب اصلح از ديگران باشد؟ پاسخ اين سؤال را نيز در توضيح مقدم چهارم از دليل اول عقلى روشن ساختيم و گفتيم از ميان همه خصوصيات و صفات معصوم عليه السّلام آنچه باعث مىشود حكومت وى كاملترين حكومت باشد، در واقع سه ويژگى عصمت، علم و آگاهى كامل به احكام و قوانين اسلام، و درك و شناخت وى نسبت به شرايط و مسائل اجتماعى و كارآمدىاش در تدبير آنها مىباشد. بنابراين كسى كه در مجموع اين سه صفت، شباهت و نزديكى بيشترى به امام معصوم عليه السّلام داشته باشد، اصلح از ديگران است و اين فرد كسى نيست جز فقيه اسلام شناس باتقوايى كه كارآمدى لازم را نيز براى تدبير امور مردم و جامعه داشته باشد.