مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٧١
شمار مىرود، با مبانى انديشه اسلامى انتزاع شده و با آن از انسجام منطقى برخوردار است. منطق درونى هر نظريه ايجاب مىكند كه اصول و ويژگىهاى مردمسالارى دينى با مبانى و هدفنمايى از هماهنگى برخوردار باشد.
() نمودار شماره ٢: ساختار مردمسالارى دينى
٥. مقايسه مردمسالارى دينى با دمكراسى دينى
با توجه به نمودار شماره ٤ مىتوان محورهاى مهم تمايز دو نظريه را در ابعاد زير برشمرد:
١. هر نظريه سياسى در چارچوب نظام فلسفى گستردهاى پديد مىآيد كه اصول موضوعه و مفروضههايش را از آن نظام مىگيرد. ازاينرو ضرورت است به زيربناهاى فيزيكى اخلاقى و نظريه شناخت شناسى نظر سياسى توجهى خاص بيفكنيم تا بتوانيم آن را دريابيم.
در سايهها است كه نظر به پرواز مفاهيم و متغيرهاى مهم خويش را بنا مىنهد.
٢. بر مردمسالارى دين اخلاق حاكميت دارد برخلاف دمكراسى غربى؛ در انديشه سياسى غرب توجه نظرى به فضيلت اخلاقى معطوف نيست؛ بلكه به مسائل كنترل جامعه توجه دارد كه از طريق نهادهايى كه محور آن در نظريههاى مربوط به آزادى