مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٥٥
عدم انطباق پديده انقلاب اسلامى با الگوهاى رايج در غرب كه ريشه در مدرنيته دارند، موجب گرديد كه تحليلگران غربى و حتى سازمانهاى جاسوسى غربى در پيدايى و تدام انقلاب اسلامى دچار حيرت و سرگشتگى گشته و به صراحت اذعان كنند كه از تحليل انقلاب، رهبرى و روند آن ناتوان هستند.
امروز نيز پس از گذشته بيش از دو دهه از انقلاب اسلامى، نظريه مردمسالارى دينى در برخورد با دمكراسى غربى ليبراليسم به سر مىبرد. اما از ديگر سوى اين نظريه در پى تثبيت انقلاب اسلامى و ارائه الگويى از مديريت و حاكميت است كه با ارزشهاى معنوى تعارض نداشته و سعادت و كمال بشر را در پى دارد. ازاينرو است كه نظريه مردمسالارى دينى نه تنها الگو گرفته از دمكراسى غربى نيست؛ بلكه با آن تمايز دارد.
با توجه به آنچه گفته شد هدف اساسى نظريه مردمسالارى دينى عبارت است از:
١. توصيف و درك واقعيتهاى سياسى و نشان دادن كژتابىها، نقاط ضعف و قوت.
هدف نظريههاى سياسى اين است كه اصول اساسى و زيربناى نظام سياسى را مورد بررسى قرار دهد.
٢. هر نظريه سياسى و از جمله نظريه مردمسالارى دينى داعيه راهنمايى و هدايت دولتمردان و شهروندان را دارد. نظريه الگوى عملى و راهنماى رفتار ما در عرصه سياسى است.
٣. اين نظريه به ما قدرت پيشبينى مىدهد و در تدوين راهكارها به ما كمك مىكند.
٣. خاستگاه نظريه مردمسالارى دينى (رويكردى جامعهشناسانه)
گفتيم هر نظريه سياسى از سويى جنبه سلبى و نقد دارد و از سوى ديگر جنبه تبيين.