مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٥٢
ساير امتيازات مادى مطرود اعلام شدهاند. با توجه به آنچه گفته شد مىتوان ادعا كرد:
اسلام در نظام حكومتى خود محاسن نظام دمكراسى را دارا است، در عين حال كاستىها و نواقص آن را ندارد. علاوهبر آن، داراى امتيازاتى ويژه است كه دمكراسى فاقد آن است. نظام سياسى اسلام غايتمند و پىجوى سعادت و فضيلت است. كار ويژه دولت اسلامى، علاوهبر تأمين امنيّت و رفاه كه تنها هدف دولتهاى دمكراتيك است، هدايت و رهايى از گمراهى به سوى نور است.
ب. مردمسالارى دينى ١. مفهوم مردمسالارى دينى
نظريه مردمسالارى دينى ريشه در شالودههاى انديشه اسلامى دارد. ازاينرو با دمكراسى غربى تعارضى بنيادى دارد.
«مردمسالارى دينى به معناى تركيب دين و مردمسالارى نيست؛ بلكه يك حقيقت در جوهره نظام اسلامى است؛ چرا كه اگر نظامى بخواهد بر مبناى دين عمل كند بدون مردم نمىشود، ضمن آن كه تحقق حكومت مردمسالارى واقعى هم بدون دين امكانپذير نيست».[١] با توجه به آنچه گفتيم اين نكته كه «مردمسالارى دينى» را برگرفته از الگوهاى غربى بپنداريم صواب نيست و از سوى ديگر اگر از منظر اسلامى به دمكراسى معاصر غربى بنگريم؛ دچار معضلات نظرى زيادى است. لذا در تبيين مفهوم مردمسالارى دينى مىتوان گفت:
مردمسالارى دينى اشاره به مدلى از حكومت است كه بر مشروعيت الهى و
[١] - از سخنان مقام معظم رهبرى در ديدار با شوراى عمومى دفتر تحكيم وحدت، ١٣/ ١٠/ ٧٩.