مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٥٠
به خداوند با مشاركت سياسى منافات دارد. آيا مسلمان خود ساخته و عارف حقيقى مشاركت سياسى را فراموش مىكند و به فعاليت سياسى و اجتماعى بىتوجه است؟
در اين كه انگيزه و خاستگاه مشاركت چيست، بايد افزود در اسلام انگيزه مشاركت مسلمانان، در عرصه سياسى و اجتماعى، ناشى از منابع دينى است. درحالىكه در نظامهاى دمكراتيك انگيزه شهروندان از مشاركت برآوردن خواستهاى فردى و منافع اقتصادى است. در اسلام مشاركت سياسى پشتوانه مكتبى دارد و برخاسته از موضع تعهد و مسؤوليت است. بىشك، اين مشاركت فعالانه است نه منفعلانه و سازمان يافته از سوى حكومت. انسان مسلمان، در مقام تحصيل رضاى خداوند، خود را موظف و مسوول به مشاركت در تمامى ابعاد جامعه مىداند. در دعوت انبياء، مردم مخاطبان اصلى شمرده مىشدند، چنانكه در مبارزات حضرت موسى عليه السّلام در مقابل فرعون، مردمى كه دعوت آن حضرت را پذيرفته بودند طلايهداران مشاركت سياسى در جهت به دست گرفتن قدرت سياسى در برابر كفر و نفاق و الحاد شناخته مىشدند.
در تفكر اسلامى، مكانيزمهاى مشاركت سياسى عبارتاند از:
الف) امر به معروف و نهى از منكر
نظارت ملى، در چارچوب امر به معروف و نهى از منكر، يكى از شيوههاى مشاركت سياسى است: كنتم خير أمّة أخرجت للنّاس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر).[١] مشاركت سياسى يك مسؤوليت هنگانى شمرده مىشود: «كلّهم راع و كلّمن مسئول عن رعيّته» تا آن جا كه اگر كسى در راه امر به معروف و نهى از منكر كشته شود شهيد
[١] - آل عمران( ٣)، ١١٠.