مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٤٥
حضرت امام دراينباره معتقدند كه:
«حالا هم ممالك خارج باز به صورت جمهورى درآمدهاند، باز هم همان مسائل (ديكتاتورى) به صورت ديگرى است ملتها خيال نكنيد كه يك مملكتى روى موازين عدالت اجرا شود. خير مثلا مملكت آمريكا را كه ملاحظه مىكنند ...
اعلاميه حقوق بشر را امضا كرده است و داد مىزند از آن حقوق بشر و آزادى مردم و اينها آنجا هم اين طور نيست كه يك آزادى به صورت صحيح، يك عدالت به طور صحيح باشد. منتها رئيس جمهور در آنجا در مملكت خودشان، خيلى اجراى قوه نمىكند. در ممالك ما اجراى ديكتاتورى مىكند.»
و در جايى ديگر مىفرمايد:
«مسلمين، بلكه همه بشر از اول گرفتار اينهايى بودهاند كه حقوق بشر را امضا كردهاند يكى از آنها امريكا است ... براى تخدير و اغفال تودهها مىگويند؛ بشر آزاد است». (٢٩/ ١١/ ٥٦)
از منظر امام دمكراسى واقعى در دنياى معاصر وجود ندارد. دمكراسى شعارى بيش نيست و روح دمكراسىهاى معاصر، استبدادى است. آنان در وراى شعارهاى فريبندهاى چون دمكراسى، حقوق بشر و آزادى، اهداف شوم ديگرى را تعقيب مىكنند.
«اين انگلستان كه اينقدر از دمكراسى و تمدنش تعريف مىكنند، و اين هم جز تبليغات شيطنت خود آنها تحت چيزى نيست ... و ما ديديم كه [انگلستان] نسبت به هندوستان، پاكستان و دول تحت استعمارش چه جنايتهايى كرده است. (٢٩/ ١١/ ٥٦)
حضرت امام بر اين باورند كه انسان منهاى خداوند نمىتواند رفتارى دموكرات مآبانه داشته باشد. اما گسترده ديكتاتورى در دموكراسىهاى معاصر دو گونه است: