مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٢٩
٦. در دمكراسى، احزاب و جامعه مدنى ابزارهايى براى تنوع عقايد سياسى محسوب مىشوند. اما آيا احزاب در خدمت تودههاى مردماند؟ و آيا در جامعه به توليد فكر و انديشه كمك مىكنند؟ اشپلنگر معتقد است: اين كه ادعا مىشود مرامنامه تمامى احزاب براساس منافع ملى و خواست توده مردم است، صرفا حيلهاى براى جلب توده مردم است و هيچگاه به اجرا نمىآيد. وى، همچون ميخلز، معتقد است كه در حزب تصميمگيرى فقط توسط رهبران حزب صورت مىگيرد و سطوح پايين حزب در آن نقشى ندارند.
٧. در انديشه اسلامى، نسبىگرايى، در عرصه عقايد، مطرود است و در اسلام حقايق ثابت و ازلى وجود دارد كه به عناصر ثابت و منطبق با فطرت بشرى بازگشت مىكنند.
با اين وجود، به تناسب زمان و مكان احكام متغير در چارچوب احكام و قواعد ثابت نيز وجود دارند.
در انديشه الهى، ياد خدا آرامبخش دلهاست. بسيارى از امور از قداست برخوردار بوده، انسان را به فصل و رحمت خدا اميدوار مىسازد و او را از ورطه حيرت، ضلالت و اضطراب به ساحل امن هدايت مىكند.
امروزه در جوامع دمكراتيك، احزاب در منظر افكار عمومى شهروندان بيشتر ابزار نفاق به حساب مىآيند تا تشكّل، و براى دستيابى به قدرت حاضرند اصول اخلاقى و هنجارهاى جامعه را زير پا گذارند. برنامههاى مشخصى براى حل معضلات و مشكلات جامعه ندارند، دچار فساد گروهى و شخصىاند. از ديگر سو، گسترش ارتباطات و وسايل ارتباط جمعى از اهميّت آنها كاسته، ارتباطات را از انحصار آنها درآورده است.