مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٢٣
يعنى نگرش جديدى از دمكراسى مبنى بر حاكميت غير مستقيم مردم و به عبارت ديگر سيستم نمايندگى عرضه و شيوه نمايندگى و رأى اكثريت از مقبوليتى عام برخوردار شد. امروزه، دمكراسى حكومت نمايندگان اكثريّت مردم در مقابل حكومت فردى يا اقليّت است. حاصل آن كه آنچه در گذار دمكراسى كهن به مدرن تغيير كرده، اصل حاكميت مردم نيست، بلكه شيوههاى اجرايى و اعمال آن است.
٣. بنيادهاى دمكراسى
دمكراسى در غرب بر يكسرى اصول و پيشفرضهايى استوار است كه شناخت آنها جهت فهم معناى دمكراسى ضرورى است. به مدد اين اصول از سويى قادر خواهيم بود كه نظامهاى مدعى اعمال دمكراسى را محك زده، مورد ارزيابى قرار دهيم و از سوى ديگر، در جهت درك دقيقتر نظام دمكراسى و تمييز آن را ديگر حكومتها به ما كمك مىكند.
مدرنيته بر اومانيسم، فردگرايى و نسبىگرايى تكيه مىكند و تنها در چارچوب مدرنيته و ارزشهاى سكولار آن دمكراسى ريشه مىكند. نويسندگان معاصر مغرب زمين در تحليل معنايى دمكراسى به ارزشهاى لائيسيته تكيه مىكنند.[١]
٣- ١. نسبىگرايى
يكى از ويژگىهاى دمكراسى اين است كه به حقايقى ثابت و مطلق، به ويژه در امر
[١] - براى آگاهى در اين زمينه مىتوان به آثار ذيل اشاره كرد: ر. ك: على اكبر مير سپاهى، فرهنگ دموكراسى، عبد الرحمن عالم، بنيادهاى علم سياست، تهران، نى، ١٣٧٣؛ و تيموتى سيسك، اسلام و دموكراسى، ترجمه شعبانعلى بهرامپور و حسن محدثى، تهران، ١٣٧٩.