مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٥١
در هيچ كجاى دنيا عادتا نه چنين چيزى معمول و متداول و نه اساسا ممكن است كه يك نفر، هم متخصّص امور نظامى باشد هم كارشناس و متخصّص كار كشته مسائل سياسى و ديپلماسى داخلى خارجى و هم ... و در همه اين امور صاحب نظر و خبره باشد. بلكه در رهبران سياسى كشورها عمدتا مسأله مديريت و آشنايى به مسائل سياست داخلى و خارجى است كه مهم قلمداد مىشود و براى تصميمگيرى در ساير مسائل نظير مسائل نظامى، اقتصادى، مسائل مربوط به توسعه و غير آنها از گروههاى مشاوران امين و خبره بهره مىبرند. در نظام ما هم كه يك نظام اسلامى است همين مسأله صادق است كه آنچه رهبر لازم است شخصا از آن برخوردار باشد توان بالا و قابل قبولى در درك و فهم سياسى و قدرت مديريت است. البته اشاره كرديم كه به علّت خصيصه اسلامى بودن نظام بايد يك ويژگى ديگر، اضافه بر رهبران سياسى معمول دنيا داشته باشد و آن ويژگى فقاهت و اسلام شناسى است. امّا نسبت به غير از اين موارد لازم نيست رهبر شخصا صاحبنظر بوده و آگاهى عميق و تخصّصى داشته باشد بلكه مىتواند با بهرهگيرى از گروه مشاوران امين و قوى در زمينههاى مختلف، از عهده وظايف و اختيارات گوناگون كه براى وى در نظر گرفته شده است برآمده و تصميمگيرى نمايد.
بدين ترتيب ملاحظه مىشود كه منطقا وجود تخصّصهاى مختلف نظامى، اقتصادى و غير آنها در مجلس خبرگان رهبرى و اعضاى آن ضرورتى ندارد و انتخاب افرادى كه حدّ نصاب لازم و كافى را در اجتهاد و تقوا و آگاهى نسبت به مسائل سياسى و اجتماعى روز جامعه و بين الملل داشته باشند، براى تعيين و تشخيص رهبر و ولىّ فقيه توسط مجلس خبرگان كافى است.
در خاتمه اين قسمت بد نيست اشاره كنيم كه گاهى اشكالى مىشود اسلام علوم