مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٤٦
حاصل شده باشد در اين صورت دور مىشود و هيچ يك از شمع و كبريت روشن نخواهند شد.
ممكن است كسى بگويد در همان مجلس خبرگان اوّل اين طور است كه گرچه آغاز و شروع رهبرى امام خمينى قدّس سرّه ربطى به مجلس خبرگان ندارد امّا ادامه رهبرى ايشان بستگى به تشخيص و تأييد و شهادت همين مجلس خبرگان دارد. بنابراين، اشكال دور نسبت به ابتداى رهبرى ايشان وارد نيست امّا در مورد ادامه رهبرى امام خمينى قدّس سرّه اشكال دور پيش مىآيد؛ زيرا ادامه رهبرى ايشان به تأييد مجلس خبرگان است درحالىكه اين مجلس خبرگان خود، اعتبارش را از امام خمينى قدّس سرّه گرفته است و اين دور است.
پاسخ اين اشكال هم اين است كه اين مسأله نظير اين است كه ابتدا شمع الف روشن باشد (روشنى اوّل) و كبريتى را با آن روشن كنيم و بعد شمع الف خاموش شود و با همين كبريتى كه از شمع الف روشن شده بود دوباره آن شمع روشن كنيم (روشنى دوّم) كه در اينجا دورى پيش نخواهد آمد. زيرا آنچه كه روشنى كبريت به آن وابسته بود روشنى اوّل شمع بود و آنچه به روشنى كبريت وابسته است ادامه روشنى شمع الف و روشنى دوّم آن است و اين دور نيست:
روشنى اوّل شمع الف روشنى كبريت روشنى دوّم شمع الف
در بحث ما هم اين طور است كه امام خمينى قدّس سرّه شوراى نگهبان را تعيين كردند و آن شورا صلاحيت كانديداهاى مجلس خبرگان را امضا كرده ولى آنچه كه مجلس خبرگان پس از انتخاب و تشكيل، امضا مىكند ادامه رهبرى امام خمينى قدّس سرّه است و به دوران قبل از اين (روشنى اوّل شمع الف) كارى ندارد و اعتبار آن دوران به تأييد مجلس خبرگان