مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٤٠
وضع مىشود بر چه اساس است؟ و پاسخ ابتدايى هم كه داده مىشود اين است كه اعتبار آن براساس رأى مردم است؛ يعنى چون مردم به اين نمايندگان يا به اين حزب و دولت رأى دادهاند بنابراين قوانين و مقرّرات موضوعه توسّط آنها اعتبار پيدا مىكند:
رأى مردم اعتبار مىبخشد به قوانين و مقرّرات وضع شده توسّط مجلس و دولت امّا بلافاصله اين سؤال به ذهن مىآيد كه به هنگام تأسيس يك نظام دموكراتيك و در اوّلين انتخاباتى كه مىخواهد برگزار شود و هنوز مجلس و دولتى وجود ندارد و تازه مىخواهيم از طريق انتخابات آنها را معيّن كنيم، خود اين انتخابات نياز به قوانين و مقرّرات دارد؛ اينكه آيا زنان هم حقّ رأى داشته باشند يا نه؛ حداقلّ سنّ رأىدهندگان چه مقدار باشد؛ حدّاقل آراى كسب شده براى انتخاب شدن چه مقدار باشد: آيا اكثريت مطلق ملاك باشد يا اكثريت نسبى يا نصف به علاوه يك يا يك سوم آراى مأخوذه؛ نامزدها از نظر سنّ و ميزان تحصيلات و ساير موارد بايد واجه چه شرايطى باشند و دهها مسأله ديگر كه بايد قوانين و مقرّراتى براى آنها در نظر بگيريم. و بسيار روشن است كه هريك از اين قوانين و مقرّرات و تصميمى كه در مورد چگونگى آن گرفته مىشود مىتواند بر سرنوشت انتخابات و فرد يا حزبى كه در انتخابات پيروز مىشود و رأى مىآورد تأثير داشته باشد. در كشورهاى غربى (يا لااقل در بسيارى از آنها) كه پيشگامان تأسيس نظامهاى دموكراتيك در يكى، دو قرن اخير شناخته مىشوند زنان در ابتدا حقّ رأى نداشتند و انتخابات بدون حضور زنان برگزار مىشد و اين احتمال قويّا وجود دارد كه اگر از ابتدا زنان حق رأى مىداشتند ما امروز نام افراد و احزاب و شخصيتهاى ديگرى را در تاريخ سياسى بسيارى از كشورهاى غربى مشاهده مىكرديم. تا همين اواخر نيز در كشور سوييس كه داراى بيش از بيست «كانتون» مستقلّ