مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٣٥
نقش اصلى و اساسى را در تعيين استاد نمونه رياضى كشور ايفا مىكنند. آيا حقيقتا براى انتخاب استاد نمونه رياضى كشور، اين روش نزد عقل مقبول است يا اين روش كه همه مردم از بىسواد و باسواد، دانشگاهى و غير دانشگاهى، متخصّص و غير متخصّص، و خلاصه هر قشرى جمع شوند و رأى بدهند كه استاد نمونه رياضى كيست؟
در مورد تعيين ولىّ فقيه هم ماهيّت كارى كه مىخواهد انجام بگيرد اين است كه مىخواهيم فقيه نمونه و برتر از انتخاب كنيم؛ فقيهى كه در مجموع، از حيث سه ويژگى فقاهت، تقوا و كارآمدى در مقام مديريت جامعه، شايستهتر و اصلح از ديگران باشد.
سوال اين است كه راه انتخاب چنين فقيهى كدام است و چه كسى صلاحيت دارد نظر بدهد اين فقيه برتر و اصلح كيست؟ آيا راه درست و منطقى آن اين است كه اين مسأله را به رفراندوم عمومى بگذاريم و با انجام يك انتخابات سراسرى، مستقيما از همه مردم نظر بخواهيم؟ يا اينكه روش صحيح و علمى اين كار آن است كه به متخصصان مربوط، كه در اينجا همان فقها هستند، مراجعه كنيم و از آنان بخواهيم شايستهترين فرد براى تصدّى اين مقام را از ميان خودشان انتخاب كنند؟ اگر در تعيين استاد نمونه رياضى كشور، مراجعه به آراى عمومى و برگزارى انتخابات روش صحيحى نيست (كه نيست) بلكه بايد اساتيد رياضى كشور دراينباره نظر بدهند، براى تعيين فقيه نمونه و اصلح نيز راه معقول و درست اين است كه فقها نظر بدهند كدام فقيه از ديگران شايستهتر است و مراجعه به آراى عمومى و رأى مستقيم مردم، در اين مسأله نمىتواند ملاك باشد و آنچه كه در حال حاضر در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران نيز وجود دارد و عمل مىشود همين است كه تعيين رهبرى و ولىّ فقيه بر عهده مجلس خبرگان است؛