مردم سالارى دينى و نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٢٨
و امّا پاسخ اين سؤال اين است كه بايد توجّه داشته باشيم همان گونه كه در بحث ادلّه اثبات ولايت فقيه هم اشاره كرديم، ولىّ فقيه علاوهبر فقات بايد از دو ويژگى مهمّ ديگر يعنى تقوا و كارآيى در مقام مديريت جامعه نيز برخوردار باشد كه اين ويژگى اخير (كارآمدى در مقام مديريت جامعه) خود مشتمل بر مجموعهاى از چندين ويژگى بود. بنابراين تنها معيار در مورد ولىّ فقيه، فقاهت نيست، بلكه تركيبى از معيارهاى مختلف لازم است و براى تشخيص ولىّ فقيه بايد مجموع اين ويژگىها و شرايط را لحاظ كرد و با نمره دادن به هريك از آنها معدّل مجموع امتيازات را در نظر گرفت. نظير اينكه اگر بخواهيم مثلا فردى را براى رياست دانشگاه تعيين كنيم، يك معيار را در نظر نمىگيريم، بلكه چندين معيار براى ما مهم است. معيارهايى از قبيل داشتن مدرك دكترا، سابقه تدريس، سابقه كار اجرايى و مديريتى، مقبوليت نزد اعضاى هئيت علمى و اساتيد و دانشجويان مىتوانند از مهمترين ملاكهاى چنين انتخابى باشند. اگر ما اين ويژگىها را براى رئيس دانشگاه شرط دانستيم افراد مختلفى مطرح مىشوند كه در ميان آنان مثلا كسى است كه سابقه علمى و تدريسش بيشتر است، اما سابقه اجرايى زيادى ندارد؛ ديگرى سابقه اجرايى و مديريتى خوبى دارد ولى از نظر پايه علمى در حدّ اوّلى نيست؛ و فرد ديگرى كه هم سابقه كار اجرايى و هم پيشينه و سوابق علمى ممتازى دارد، امّا به لحاظ عدم قدرت در برقرارى ارتباط و تعامل با ديگران، مقبوليت چندانى نزد اعضاى هيئت علمى و اساتيد و دانشجويان ندارد. روشن است كه در اينجا براى انتخاب بهترين فرد بايد كسى را پيدا كنيم كه ضمن دارا بودن حدّ نصاب هريك از اين شرايط، در مجموع و معدّل آنها بالاتر از ديگران قرار بگيرد.
در مورد ولىّ فقيه نيز مسأله به همين صورت است؛ يعنى اوّلا بايد كسى باشد كه