پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦٥ - حقوق خويشاوندان
٢٥. و حق شاگردانت اين است كه بدانى خداوند متعال به جهت دانشى كه به تو داده و از گنجينه دانش خويش درى بر تو گشوده تو را سرپرست آنان قرار داده است، اگر به خوشرفتارى مردم را بياموزى و با آنها بداخلاقى نكنى و دلتنگ نشوى خدا از فضل خويش به تو بيشتر عطا كند و اگر از دانش خود به مردم دريغ كنى و چون از تو دانش خواهند با آنها بدخلقى نمائى سزاوار است كه خداوند دانش و آبرويى كه آن را از راه دانش به دست آوردهاى از تو بگيرد و عزت تو را از دلها براند.
٢٦. حق زن آنست كه بدانى خداوند وى را براى آسايش و آرامش تو قرار داده و بدانى كه اين نعمت از خدا است و او را گرامى دارى و به نرمى با وى رفتار كنى و اگرچه حق تو بر او بيشتر و واجبتر است ولى او هم بر تو حق ترحم دارد زيرا اسير تو است خوراك و پوشاك به او بده و اگر جهالت ورزيد او را ببخش.
٢٧. حق بنده تو آنست كه بدانى او نيز آفريده پروردگار تو است، پسر پدر و پدر مادر تو [آدم و حوا]، و گوشت و خونش با تو يكى است، تو او را نيافريدى، خدائى كه تو را آفريده او را هم آفريده و تو حتى هيچ عضوى هم براى او خلق نكردهاى و روزى وى را نمىدهى، خدا است كه روزى او را مىدهد، سپس او را به تسخير تو درآورده و او را به دست تو امانت سپرده و به وديعت نهاده تا هراحسانى به او كنى براى تو نگهدارد، پس همچنان كه خدا به تو احسان كرده تو هم به آن بنده احسان كن و اگر او را نمىپسندى عوضش كن و آفريده خداى عز و جل را عذاب مكن و توانائى نيست جز به كمك خدا.
٢٨. حق مادرت اين است كه بدانى تو را در شكم خود حمل كرده جايى كه هيچكس كسى را در آنجا جاى ندهد. غذا و نيرو از محصول قلب خود به تو داده كه هيچكس به كسى نمىدهد و با همه اعضاى خود تو را نگاه داشته، سيرى و نوشيدن تو را با گرسنگى و تشنگى خود خريده، خودش برهنه مانده و تو را پوشانيده، آفتاب خورده و بر تو سايه انداخته، براى خاطر تو بىخوابى كشيده و تو را از سرما و گرما نگهدارى كرده تا فرزند او باشى و تو جز با يارى و توفيق خدا نتوانى شكر او گزارى.