پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٩ - ويژگى دعا و مناجات در زندگى امام عليه السلام
جمّة ضعف لساني عن إحصائها، و نعماؤك كثيرة قصر فهمي عن ادراكها فضلا عن استقصائها، فكيف لي بتحصيل الشكر و شكري إيّاك يفتقر إلى شكر؟! فكلّما قلت: لك الحمد وجب عليّ لذلك أن أقول: لك الحمد ...»؛
خدايا سپاسگذارى من در برابر بزرگى نعمتهاى تو كوچك است و فزونى گفتارم در سپاس تو بس ناچيز، نعمتهايت جامههايى فاخر از نور ايمان بر من پوشانيده و نيكويىهاى لطيفت تاج عزت بر سرم نهاده، منّت نعمتى كه به من ارزانى داشتهاى زنجير بندگىاى بر گردنم انداخته كه باز نشود و طوقهايى نهاده كه هرگز شكسته نگردد، نعمتهايت چنان فراوان است كه زبانم از شمارش آن ناتوان و دادههاى تو چنان بسيار است كه نمىتوانم آن را درك كنم چه رسد به اينكه بر همه آن احاطه پيدا نمايم پس چگونه مىتوانم شكر آن نعمتها را بهجاى آورم در حالى كه هرشكر تو نيازمند شكر ديگرى است و هرگاه كه شكرت مىگويم بر من واجب مىشود كه بر اين شكر شكرى بگويم[١].
امام سجاد عليه السّلام اينگونه بهجاى آوردن شكر خداوند در برابر نعمتهاى بسيار بزرگ را به ما مىآموزد و به اين نكته توجه مىدهد كه انسان هرچه در شكرگزارى سعى و تلاش كند باز در اداى شكر خداوند آنچنان كه شايسته اوست كوتاهى كرده است.
امام زين العابدين عليه السّلام در مناجات ديگرى مىفرمايد:
«اللهمّ احملنا في سفن نجاتك، و متّعنا بلذيذ مناجاتك، و أوردنا حياض حبّك، و أذقنا حلاوة ودّك و قربك، و اجعل جهادنا فيك، و همّنا في طاعتك، و أخلص نيّاتنا في معاملتك، فإنّا بك و لك و لا وسيلة لنا إليك إلّا أنت ...»؛
[١] . مناجات الشاكرين.