پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٦ - ١ جهاد فكرى و علمى
احكام شرعى بود كه ائمه عليهم السّلام تنها مرجع صحيح و واقعى براى آگاهى از آن بودند؛ چراكه امام تنها حاكم و ولى امر در امر كشوردارى نبوده بلكه منبعى است كه به جهت شناخت كامل از شريعت خاتم و رابطه تنگاتنگى كه با سرچشمه اصلى آن دارد براى فهم شريعت و بيان احكام شرع مورد رجوع امت است.
حاكمان جور نهتنها ائمه عليهم السّلام را از حكومت و ولايت كنار گذاشتند بلكه سعى فراوانى كردند تا مرجعيت علمى و دينى آنان را نيز نفى كرده و مردم را به كلى از آنان دور سازند، لذا يكى از كارهاى ائمه عليهم السّلام راهنمايى مردم به اين چشمه زلال معرفت اسلامى بود تا از آن سيراب گردند. امام سجاد در اين راه بسيار كوشش كرد تا جايى كه چون مردى درباره يك مسئله شرعى با آن حضرت به جدال پرداخته بود به او فرمودند:
اى شخص اگر به خانههاى ما مىآمدى ردّ جبرئيل را در اقامتگاه خود به تو نشان مىدادم، آيا كسى بيشتر از ما از سنت آگاهى دارد؟[١].
و فرمود:
با عقلهاى ناقص، نظريات باطل و قياسهاى فاسد نمىتوان به دين خدا دسترسى پيدا نمود بلكه دسترسى به آن، تنها از طريق تسليم امكانپذير است، پس هركس اسلام آورده تسليم ما خاندان شده و هركس از ما پيروى نموده راه هدايت در پيش گرفته است، در مقابل، هركه به دنبال قياس و آراء خود رفته است راه هلاكت پيموده و هركس در دل به آنچه ما مىگوييم يا به آن حكم مىكنيم شك كند يا از آن دلگير شود نادانسته به خدايى كه سبع المثانى (سوره حمد) و قرآن عظيم را نازل كرده كفر ورزيده است[٢].
[١] . نزهة الناظر/ ٤٥.
[٢] . اكمال الدين/ ٣٢٤، باب ٣١ حديث/ ٩.