پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٦ - بخش دوم زندگانى امام زين العابدين عليه السلام در مدينه
بهپايان رسيد ولى مقدمهاى براى اعتراضهاى بعدى بود.
در شام نيز اولين نشانههاى خشم و آزردگى عمومى آشكار گشته و موجب اين شده بود كه يزيد، ابن زياد را براى قتل امام حسين عليه السّلام به باد ملامت گيرد، اما شديدترين عكسالعمل در سرزمين حجاز به وقوع پيوست، در آغازين روزهاى حكومت يزيد عبد الله بن زبير به مكه رفته و آنجا را براى مبارزه با يزيد پايگاه خود قرار داد و از فاجعه كربلا چون ابزارى براى خوردهگيرى به نظام يزيد استفاده نمود، او خطبهاى خواند و در آن عراقيان را به بىوفايى متهم كرد و امام سجاد عليه السّلام را مدح نموده به تقوى و عبادت توصيف نمود.
در مدينه نيز امام زين العابدين عليه السّلام هنگام بازگشت از سفر شام و عراق خطبهاى در ميان مردم ايراد نمود، تاريخنويسان آوردهاند:
امام قبل از وارد شدن به شهر مردم را در خارج شهر جمع نموده و در ميان آنان خطبهاى ايراد كردند:
سپاس خدايى را كه پروردگار جهانيان، صاحب اختيار روز قيامت و پرورشدهنده همه خلايق است، همان خدايى كه دور گرديده و در بلنداى آسمان ارتفاع گرفته و چنان نزديك گشته كه شاهد نجواى بندگان نيز هست، او را بر مصيبتهاى بزرگ، فجايع روزگار، سوزش گزندگان، بلاهاى گران و مصيبتهاى بزرگ، وحشتناك، ناگوار و كشنده سپاس مىگذاريم.
اى قوم، خداى متعال- كه او را سپاس باد- ما را به مصيبتهاى گران و شكاف عظيمى در اسلام مبتلا نموده است، ابا عبد الله الحسين عليه السّلام كشته شد، زنان و فرزندانش اسير گشتند و سرش را بر نوك نيزه شهر به شهر گرداندند، اين مصيبتى است كه بالاتر از آن مصيبتى نيست.