پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٥ - بخش دوم زندگانى امام زين العابدين عليه السلام در مدينه
بخش دوم زندگانى امام زين العابدين عليه السّلام در مدينه
با ورود اسيران اهل بيت عليهم السّلام به كوفه بازتابهاى قتل امام حسين عليه السّلام آغاز شد و با اينكه ابن زياد هركس كوچكترين مخالفتى با يزيد داشت مورد تهديد و سركوب قرار مىداد در عينحال صداهاى اعتراض بر ضد ظلم روزافزون دستگاه حاكم در حال برخاستن بود.
وقتى ابن زياد بر منبر، يزيد و بنى اميّه را مدح كرده، امام حسين عليه السّلام و اهل بيت عليهم السّلام رسالت را دشنام داد، عبد الله بن عفيف أزدى بهپا خاست و فرياد برآورد: اى دشمن خدا همانا تو و پدرت و آنكه تو را به امارت منصوب كرده و پدرش دروغگو مىباشيد، اى پسر مرجانه فرزندان پيامبر را به قتل مىرسانى و بر منبر در جايگاه صديقين مىنشينى؟!
ابن زياد گفت: او را نزد من آوريد، گارد محافظ ابن زياد با او در آويختند عبد الله بن عفيف شعار قبيله «أزد» را با صداى بلند آواز داد، در اين وقت هفتصد نفر از قبيله أزد جمع شده و او را از دست گارد ابن زياد آزاد كردند ولى درهمان شب ابن زياد افرادى را فرستاد تا او را از خانهاش بيرون كشيده، گردن زده و جسدش را به دار كشيدند[١]، اگرچه اين برخورد به نفع ابن زياد
[١] . ارشاد ٧٢/ ١١ و به نقل از آن در وقعه طف از ابو مخنف/ ٢٦٥، ٢٦٦.